X
تبلیغات
مدیسه
رایتل
 
الوند نوشت وبلاگی برای همدان شناسی
اجتماعی - فرهنگی - ادبی
 
 


انتخاب خبر: «نجات مادر» نام نمایشی بود که  اوتسو کانتو کارگردان فنلاندی در بیست و دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان به روی صحنه برد. نمایش داستان دختری بود که می خواست مادرش را از دست یک موجود شرور نجات دهد اما ویژگی این نمایش  طراحی لباس آن بود. همه موجودات و عناصر صحنه در یک لباس طراحی شده بود که موجب شگفتی تماشاگران را به بار آورد. در این گفت و گو اوتسو کانتو به تشریح  چگونگی اجرای این نمایش می پردازد.

اولین باری است که به همدان آمدید؟

بله اولین بار هست که به همدان می‌آیم. اولین بار هست که به ایران می‌آییم و افتخاری برای من هست که در این کشور و در این جشنواره شرکت می‌کنم.

نمایش به چه زبانی است؟

اجرای مابه زبان انگلیسی است. قرار بود که ترجمه همزمان انجام شود اما چون کل اجرا به زبان انگلیسی است و خیلی دیالوگ دارد این اتفاق تمرکز تماشاچی را به هم می‌زد، از طرفی خواستند زیرنویس داشته باشیم که موافقت نکردیم چون کل تمرکز به سوی زیر نویس ها سوق داده می شد.

موضوع داستان نمایش چیست؟

«نجات مادر»داستان یک دختربچه شجاعی است که می‌خواهد مادرش را نجات دهد. وقتی این بچه به دنیا می‌آید یک حس دردی در سرش هست و از مادرش می‌خواهد که کمک کند تا این درد از بدنش بیرون برود. ولی مادرش نمی‌تواند چراکه اسیر یک موجود شروری شده است. این بچه تلاش می‌کند که مادرش را از دست آن موجود شرور نجات دهد و داستان‌های مختلفی برای او اتفاق می‌افتد. اول می‌رود با یک قورباغه صحبت می‌کند و درخواست کمک می‌کند. قورباغه او را گول می‌زند و می‌خواهد که جای آن موجود شرور را به او نشان دهد چون آن موجود که بلو نام دارد اشک‌های مادرش را می‌خورد. در بعضی از فرهنگ‌ها رنگ بلو یعنی رنگ آبی را نشانه افسردگی، نشانه دیپریشن (=depreishen) است. درواقع مادر افسرده است و خود را  زندانی آن موجود می داند. دختر بچه بعد  در یک بیابان با شتری مواجه می‌شود شتر جای آن موجود را به او نشان می‌دهد و کمی به آن نزدیک می‌شود. بعد یک دزد دریایی  را می بیند کشتی آن دزد دریایی را می‌گیرد و شتر را به دزد دریایی می‌دهد با کشتی  به دریا می رود درحال غرق شدن  یک ماهیگیر نجاتش می‌دهد و بعد مسیرش را به سمت کوهستان ادامه می‌دهد. در کوهستان برف می‌آید بچه زیر بهمن می‌رود و بعد یک زن برفی نجاتشمی دهد. و آخرین قسمت داستان آن موجود شرور را در چشم اسکلت یک دایناسور پیدا می کند.

برخورد تماشاگر با نمایش چگونه است؟

دو قسمت از داستان هست که حالت تعاملی با بچه‌ها دارد. یک قسمتی که بچه وارد دریا می‌شود و حالت موج و طوفان دریا که کشتی می‌خواهد بچه را نجات بدهد. کمک می‌خواهند ار بچه ها که با لباس موج را ایجاد کنند و صدای باد و طوفان را ایجاد کنند. و یک قسمت آخر هم که می‌خواهد مادرش را از شر آن موجود نجات بدهد بچه ها باید شکلک دربیاورند چراکه آن موجود با خنده از بین می‌رود. این موارد را با بازیگر همکاری  می کند.

روند داستان  نمایش طوری است که نگار براساس یک افسانه فنلاندی یا غربی هست؟

اصلا چنین چیزی نیست.

پس ایده داستان از کجا آمده است؟

کسی که لباس را طراحی کرده این داستان را به  گفته است.

 لباس بسیارجالب بود. می­توانند در صحرایی اجرا داشته باشند بدون، اینکه دکوری بزنند، یعنی همه چیز در یک لباس خلاصه شده وداستان از لباس بازیگر زاده می شود. این سبک خاصی در تئاتراست؟

اولین بار نیست که مثلا گروه‌های تئاتری طراحی صحنه را روی لباس انجام می‌دهند، ما ایده را داشتیم. مطلب دیگر این است که نویسنده ما این داستان را به این صورت نوشته است. یعنی ما ایده را دادیم، لباس‌ها را که داشتیم ارائه دادیم و بعد بر اساس آن نویسنده این داستان را اینجوری خلق کرده است که با لباس به این شکل اجرا شود.

آنچه در مورد افسانه را که گفتم به نظر می رسد انگار نمایش بر اساس یک خرافه‌ای راجع به رنگ آبی شکل گرفته است؟

بله. دقیقا همین است. در صحبت اولیه گفتم در بحث روانشناسی در بعضی کشورها آبی رنگ افسردگی هست.

بحث روانشناسی و مخاطب شناسی چگونه است. مثلا این نمایش برای چه مقطع سنی بود، بیشتر برای کودک بود؟

نمایش ما برای سن پنج تا هشت سال است. برای والدین هم می‌تواند جالب باشد. چون والدین می‌توانند آن داستان و برداشت افسردگی را داشته باشند ولی بچه‌ها آن ماجراجویی بچه را بیشتر به ذهن‌شان می سپارند و به افسردگی توجهی نمی کنند.

با تئاتر کودک ایران چقدر آشنایی دارید؟

زیاد آشنایی ندارم و در جشنواره یک اجرا بیشتر ندیدم.

با ایران چطور آشنا شدند؟

اولین باری هست که اینجا هستم.

از این جشنواره راضی هستید؟

بله. مطمئنا

در مورد دکور که خیلی ساده و راحت هست برعکس ایران که با تیر و تخته ساخته می‌شود. انگار از یک مرحله ای  عبور کرده‌اید؟

اینها همه از پشم و نمد درست شده‌اند.

آخرین اجرا که برای بزرگسال ساختم اجرایی در مورد بچه هایی بود که در جنگ جهانی از فنلاند به سوئد فرستاده و آواره شدند. آن را من برای بزرگسال ساختم. فقط یک سری حالت گیره‌هایی بود که من آنجا گذاشته بودم و داشتم داستان را می‌گفتم و هیچ صحنه‌ای نداشتم. هیچ طراح صحنه‌ای نداشتم.

این­کار تک پرسناژی بود و در ایران کمتر اینکار را دیده‌ایم. در اینجا می‌گویند که خسته‌کننده هست. آنجا (فنلاند) چطور است؟

برای آنها خسته‌کننده نیست چون زبان انگلیسی را خوب می‌فهمند و ارتباط برقرار می‌کنند. متوجه می‌شدم که تماشاگران متوجه نمی‌شوند و سعی می‌کردم جوری منظورم را بفهمانم. در آخرین اجرا سعی کردم بیشتر بخندانم و کاری کنم که مخاطبان بیشتر بخندند.

دوست دارید که باز هم ایران بیایید؟

بله. دقیقا. به ندرت می‌شود که به ایران بیائیم. سخت است و برای ویزا گرفتن خیلی راحت نیستم.

گفتگو: حسین زندی


ارسال شده در تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 :: 13:59 :: توسط : حسین زندی

انتخاب خبر- حسین زندی: نمایش  کنسرو لوبیا قرمز یکی از کارهای کشور هند بود که در بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان حضور داشت و یکی از پرطرفدار ترین کارهای جشنواره بود که با استقبال مردمی مواجه شد. این کار نوشته بالاسوبرامانیان و به کارگردانی کریشنا کومار بود که در هندوستان  به او مستر کی کی می گویند. داستان نمایش از این قرار است که در اثر یک اتفاق تمامی مردم جهان نابود می شود و پسرنوجوانی زنده می ماند این پسر یک کنسرو لوبیا پیدا می کند اما نمی تواند در آن را باز کند. او معتقد است اگر در کنسرو را باز کند می تواند جهان را نجات دهد. در این گفت و گو مستر کی کی از تجربه حضور در ایران می گوید.

نظربرخی  مخاطبان این بود که نمایشنامه کنسرو لوبیا قرمز مقداری طولانی تراز حد معمول بود، به طور مثال می توان همین کار را به جای یک ساعت و بیست دقیقه در نیم ساعت اجرا کرد.

ما نمونه های مختلفی از اجرا را آزمایش کردیم این نمایش را در زمان نیم ساعته و یک ساعته هم اجرا کردیم اما بهترین بازخورد را در این اجرا داشتیم وقتی هم روی صحنه هستیم به مخاطب توجه می کنیم و وقتی متوجه می شویم بازخورد خوب است و مخاطب آماده پذیرفتن کار است اجرا را طولانی تر می کنیم و اگر بازخورد وجود نداشت  اجرا را کوتاه تر می کنیم.

یکی از ویژگی های این کار باز بودن پایان بندی و مشارکت تماشاگران بود  و کار به سبک «پی رنگ باز بود» این کار برای شما چه ویژگی و برتری خاصی داشت؟

البته  خیلی نمی توان گفت که «پیرنگ باز» بود و اگر دقت کرده باشید دیالوگ هایی پایانی نمایش  در همه اجراها مشترک بود و بازیگر می گفت« ای کاش یک نفر بودتا من کنسرو را با او تقسیم می کردم ما باید قدر آن چیزی را که داریم بدانیم نه آن چیزی که از دست دادیم»  در این نمایش هدف ما این بود که مخاطب را متوجه این موضوع کنیم که با پیشرفت تکنولوژی ما خلاقیت خود را از دست می دهیم اجرایی که مخاطب مشارکت می کند این خلاقیت را زنده می کند.

اما وقتی تماشاگران را به روی صحنه دعوت می کردید تا بازی کند احتمال هر عکس العملی وجود داشت و ممکن بود کار شما خراب شود؟

خاصیت این نوع نمایش همین است که هربار یک فرد متفاوتی را به روی صحنه دعوت می کنیم رفتار متفاوتی با نفر قبل داشته و گاهی با افرادی برخورد می کنیم که رغبتی به همراهی در نمایش ندارد.البته بچه ها همیشه دوست دارند با ما بازی کنندو این عکس العمل متفاوت جذاب است.

از کدام شهر به ایران آمده اید؟

از شهر جنی یکی از ایالات هند است.

وضعیت نمایش در آنجا چگونه است؟

در شهر ما نمی توان مقایسه ای بین نمایش ها و تئاترها انجام داد چون نمایش ها بر اساس سلیقه ها خصوصیت خود را دارد.

 هر گروهی کار می کنند، مخاطب خود را دارد و تئاتر خیلی پر طرفدار است.

این جشنواره را چطور ارزیابی می کنید؟

در مرحله اول این است که فرصتی پیش می آید تا ما هنرمندان کشورهای دیگر را ببینیم و به همدیگر احترام بگذاریم. فضای دوستانه ای در همدان دیدم و در همدان چون مردم رفتارصمیمانه ای داشتند برای من لذت بخش بود.

در مورد کارهایی که در جشنواره از ایران به روی صحنه رفته چطور؟ نظری ندارید؟

به نظرم  غیر منصفانه است که سطح کارهای کشورهای مختلف را با هم مقایسه کنیم هر کشوری برای خود امکانات خاصی دارد و نیزمحدودیت های خاصی دارد من اهل گلایه کردن نیستم و سعی می کنم با هر امکاناتی کارم را اجرا کنم.

خلاقیت خاصی را در طراحی دکور این نمایش دیدیم که ما در ایران کمتر داریم آیا همه نمایش های هندی اینگونه است؟

یک روش جدیدی است که در هند هم خیلی از آن استفاده می کنند.

روند تولید کار نمایشی در هند چگونه است نقش بخش خصوصی و دولتی در این روند چیست؟

در هندوستان کمک های دولتی بسیار کم است و بیشتر حامیان مالی کمک می کنند و اگر کاری موفق باشد کمپانی های بزرگ فیلم سازی وارد کار می شوند و تهیه کنندگی کار را برعهده می گیرند.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 :: 13:58 :: توسط : حسین زندی

مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین می شود
نمایشنامه خوانی و شاهنامه خوانی در همایش ادبی گردشگری همدان؛
مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین می شود
 
تاریخ : چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۱۸
آغازین روز اسفند ماه همزمان بود با برگزاری اولین همایش گردشگری ادبی غرب کشور درهمدان .در این همایش چهره هایی از فعالان عرصه ادبیات، گردشگری و تشکل های غیر دولتی از ۱۱ استان کشور حضور داشتند و رویدادها و برنامه های گوناگونی را شاهد بودند از جمله برنامه های این همایش دوروزه رونمایی ازکتاب کلید کوچک جهان آخرین اثر حسن گوهر پور بود که با حضور علیرضا بهرامی شاعر و مستند ساز نام آشنای کشور برگزار شد اما یکی ازبخش های متفاوت این همایش اجرای برنامه های شاهنامه خوانی و نمایشنامه خوانی در سالن نمایشگاه بین المللی همدان بود که با استقبال خوبی روبرو شد.
اولین بخش این برنامه ارائه مقاله هایی در ارتباط گردشگری و ادبیات بود که توسط تعدادی از پژوهشگران به صورت سخنرانی ارائه شد .محمد طاهر خوانی شاهنامه پژوه و دبیر انجمن شاهنامه خوانی تاکستان به نقش شاهنامه در بازشناسی و تقویت هویت ایرانی اشاره کرد و گفت بهره گیری از ظرفیت های این اثر بزرگ می تواند در بازشناسی هویت ایرانی به ویژه برای گردشگران مفید باشد همچنین دکترمحمد بشیری مدرس دانشگاه در این برنامه جنبه های اسطوره ای شاهنامه را مورد بررسی قرار داد و به تحلیل لایه های پنهان داستان مرگ سیاوش پرداخت.
در این برنامه بخش هایی از داستان سیاوش توسط دوگروه از انجمن های شاهنامه خوانی شهرهای تهران و همدان برای حاضران خوانده شد سپس اعضای گروه نمایش گلبرگ بخش هایی از نمایشنامه مرگ یزدگرد بهرام بیضایی را خواندند مجتبی خوش صفت دلیل انتخاب این اثر را جنبه های تاریخی آن عنوان کرد و گفت:ما در گردشگری ادبی باید آثاری که کاملا ایرانی است را ارائه کنیم و مرگ بزدگرد علاوه براین که با شاهنامه خوانی در این همایش بی ارتباط نیست بلکه یکی از آثار ماندگار ادبیات این سرزمین است. 
فریبا یعقوبلوسرپرست گروه نمایش گلبرگ گفت: این نمایش را که دوستان ما به صورت خوانش و یا نمایشنامه خوانی اجرا کردند تلاش کردیم تا با جنبه ای دیگر از اجرا تماشاگران را آشنا کنیم و امیدوارم تماشاگران و میهمانان ما درهمایش گردشگری ادبی با گوشه هایی از تاریخ دوران ساسانی آشنا شوند و ادبیات نمایشی ما هم بتواند نقشی در گردشگر پذیری این سرزمین داشته باشد.
دبیر اجرایی نخستین همایش گردشگری ادبی غرب کشور درهمدان گفت: گروه هایی را در شهرهای مختلف کشور داریم که به صورت محفل های کوچک و خانگی گردهم می آیند و آثار شاعران بزرگی مانند فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی و.. را می خوانند اما از آنجا که این گروه ها بیشتر جنبه محفل به خود می گیرند امکان رشد و بالندگی در آنها کمتر است ما در این همایش تصمیم گرفتیم با شناسایی و دعوت از برخی گروه های شاهنامه خوانی از شهرهای مختلف ازجمله تهران، تاکستان، همدان و کرج تلاش کنیم برنامه های مشترک برای آنها تعریف کنیم.
حسین زندی ادامه داد: مسئله دیگر این است که برنامه های این گروه های کوچک بتواند نمود بیرونی هم داشته باشد بطور مثال شاهنامه خوانان بتوانند در فضاهای عمومی و بزرگتر برنامه های خود را اجرا کنند تا افراد بیشتری با ادبیات کلاسیک ایران آشنا شوند.
زندی با اشاره به رابطه گردشگری و ادبیات گفت: گردشگری ادبی یکی از زمینه های نوین گردشگری فرهنگی است که با تکیه برعناصر ادبی مانند رویدادهای ادبی، اماکن تاریخی که مربوط به بزرگان ادبیات این سرزمین است مانند آرامگاه شاعران، گردشگران را برای بازدید از این جاذبه ها دعوت می کند. در این همایش رویداد هایی مانند رونمایی از کتاب کلید کوچک جهان، نمایشنامه خوانی، شاهنامه خوانی و بازدید از اماکن ادبی تاریخی همدان را بهانه قرار دادیم و میهمانان همایش را در قالب دو تور گردشگری به همدان دعوت کردیم تا گوشه هایی از جاذبه های ادبی استان را معرفی کنیم .

زندی در پایان گفت: این همایش دستاوردهای خوبی برای فعالان حوزه های گردشگری و ادبیات داشت از جمله قرار شد مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین شود و برنامه های شاهنامه خوانی بصورت مشترک در هر فصل بین شهرهای مختلف برگزار شود.

ارسال شده در تاریخ : جمعه 8 اسفند 1393 :: 10:02 :: توسط : حسین زندی

آیا وضعیت میراث همدان به سامان خواهد رسید؟
تودیع آقای رئیس؛
آیا وضعیت میراث همدان به سامان خواهد رسید؟
انتصاب آقای ریحان سروش مقدم که طرفداران ایزدی – مدیر پیشین میراث فرهنگی همدان-غیر بومی بودن او را دستمایه انتقاد قرار داده‌اند، درحالی که ایزدی نیز یک مدیر غیر بومی اهل سنقرکلیایی محسوب می‌شد، به نظر نمی‌رسد گره‌ای از کار میراث همدان بگشاید، مگر اینکه بتواند با تفکر حاکم بر این اداره مقابله کند، در این راه حمایت استاندار همدان برگ برنده‌ای است که او در دست دارد و می‌تواند یک خانه تکانی اساسی در این ویرانه انجام دهد.
 
تاریخ : دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۸
حسین زندی -سازمان میراث فرهنگی، گردگشگری و صنایع دستی کشور در کنار سازمان حفاظت از محیط زیست از فرزندان مظلوم دولت است، تفاوت هم ندارد، چه جناح و چه جریان سیاسی سکان دولت را به دست گرفته باشد، اصلاح طلب باشد یا اصولگرا، چپ باشد یا راست. آنچه در انتقال سازمان به شیراز و دورکاری کارکنان در دولت اصولگرای احمدی نژادی شاهد بودیم و یا عزل و نصب‌ها و جابجایی‌هایی که در دولت تدبیر امید بر سر این سازمان رفته، شاهدی براین مدعاست. در این بین یکی از مظلوم‌ترین و مغفول مانده‌ترین اداره‌های استانی، همدان است که همواره چه در زمینه بودجه و چه نیروی انسانی و حتا طرح‌های پژوهشی و ثبت آثار مورد کم توجهی و غفلت قرار گرفته است. انتصاب مدیران نیز از سر رفع تکلیف بوده است. 

با اینکه کار‌شناسان مدام از آسیب‌های مدیران غیر بومی سخن گفته‌اند، این اداره در طول این سال‌ها کمتر مدیر بومی به خود دیده است. مدیریت آخرین مدیر کل غیربومی میراث فرهنگی همدان ۲۲ماه طول کشید که نیمی از آن در دوره دولت تدبیر و امید سپری شد. مسئولیتی پرچالش با ۲۲ ماه تخریب، ۲۲ماه ارائه آمار نادرست و ۲۲ماه قطع ارتباط با فعالان مدنی و کار‌شناسان حوزه‌های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری که تخریب‌ها و آسیب‌های وارده به هر یک حدیث مفصلی است و در این ۲۲ماه تلاش شد تا به جای پرداختن به مسائل، مشکلات و تخریب‌ها، این مسائل در زیر سایه تبلیغات سنگین و جشنواره‌های یک روزه تبلیغاتی مانند اجرای کنسرت و مسابقات و بازی طناب کشی و اجرای «شو»‌های مختلف که در حیطه وظایف دیگر نهادهای دولتی است، پنهان بماند و به جای حل مسئله، صورت مسئله پاک شود. این شیوه مدیریت را در سطح کلان رئیس دولت نهم و دهم و مدیرانی مانند اسفندیار رحیم مشائی و بقایی در کارنامه خود داشتند و اتفاقا گفته می‌شد مدیرکل قبلی نیز به سفارش محمدرضا رحیمی و بقائی به میراث آمد به همین دلیل او را نماد دولت دهم در همدان می‌دانستند. 

چهار مورد آتش سوزی در مهم‌ترین سایت و تپه تاریخی استان هگمتانه، که این مدیر کل با افتخار مسئولیت سه آتش سوزی اول را به عهده گرفت و در مقابل بیش از ۲۰ خبرنگار اظهار کرد: «با اجازه بعضی‌ها (منظور فعالان مدنی بود) اگر لازم باشد بازهم آتش خواهیم زد»، مواردی مانند بریدن درختان کهنسال آرامگاه باباطاهر، تخریب سقف آرامگاه بوعلی به دلیل برگزاری جشن بادکنک بربام آرامگاه، تخریب تپه باستانی روستای علوی ملایر و مواردی از این دست در دروه‌ی این مدیرکل به وقوع پیوست. 

بی‌تفاوتی نسبت به تخریب عمارت ذوالریاستین، عمارت بدیع الحکما، خانه جواهری، خانه نراقی‌ها، تپه باستانی پیسا، تپه شاه طهماسب، تجاوز به حریم باباطاهر، نادیده گرفتن حریم کتیبه‌های گنج نامه و ده‌ها مورد دیگر در کارنامه پربار این مدیر موفق ماندگار است. 

بخش عمده این تخریب‌ها در زمان تصدی دولت تدبیر و امید صورت گرفت و تاکید و اعتراض جامعه مدنی و هنرمندان بر تغییر و برکناری مدیر کل وقت یک سال طول کشید اما پس از ۲۲ ماه تخریب میراث و بی‌توجهی به گردشگری و صنایع دستی مدیر کل میراث فرهنگی همدان تودیع شد. او در این مراسم ابراز امیدواری کرد دوباره به همدان بازگردد و گفت: «هتل باباطاهر به محل برگزاری مراسم تودیع و معارفه بنده تبدیل شده است». جریانی که این جشن‌ها و مراسم‌ها را برگزار می‌کند نیز ادامه روند و شیوه کار این مدیر را خواستار است و به دنبال بازگرداندن ایزدی است. 

مراسم تودیع و معارفه در هتل بابا طاهر همدان انجام شد، اگرچه از معارفه مدیر کل جدید چندان نشانی نبود و بیشتر زمان به تشکر از ایزدی توسط دوستان و همراهان او گذشت اما یکی از سوالهای اساسی این است که چرا حتا مراسم خداحافظی ایزدی در این هتل برگزار می‌شود؟ هتلی که در کنار آرامگاه باباطاهر قرار گرفته و هر روز بدون در نظر گرفتن حریم این اثر ثبت شده بر ارتفاع آن افزوده می‌شود و اداره میراث فرهنگی و، گردشگری و صنایع دستی به عنوان مسئول و متولی میراث نه تنها از تجاوز به حریم این اثر ملی جلوگیری نمی‌کند و پاسخگو نیست بلکه بیشتر مراسم و مهمانی‌های مدیر کل میراث در این هتل برگزار می‌شود؟! آیا مدیر کل جدید این رابطه را ادامه خواهد داد؟ و یا تخلف و تجاوز به حریم آرامگاه را پیگیری خواهد کرد؟ چرا نماینده دولت در همدان به چنین مراسمی تن می‌دهد؟ 

بخش عمده بودجه میراث فرهنگی همدان برای برگزاری مراسم تبلیغاتی آقای مدیر صرف شده است و باید پرسید از یکهزار و صد تپه باستانی و تاریخی استان، کدام یک در زمان مدیریت او ثبت شده است؟ برای توسعه گردشگری پایدار چه برنامه و عملکردی را در این سال‌ها می‌توان سراغ گرفت؟ ایزدی در این سال‌ها دنبال ثبت بازی« یه قل دوقل» بود و برای ثبت چند نوع آش نیز قدم برداشت. 

پس از انتصاب ایزدی، کم نبودند صنعتگران و کارآفرینان صنایع دستی که یا خانه نشین شدند و یا تغییر شغل داده‌اند. کدام حمایت از این کارآفرینان صورت گرفته است به جز نمایشگاه‌هایی که به نام صنایع دستی برپا می‌شود و به کام فروشندگان اقلام چینی است و از صنایع دستی استان هیچ خبری در این نمایشگاه‌ها نیست. 

باید توجه داشت با تغییر مدیرکل، بحران اداره میراث میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برطرف نخواهد شد چراکه مسأله یک فرد نیست بلکه یک جریان است. 

اما انتصاب آقای ریحان سروش مقدم که طرفداران ایزدی غیر بومی بودن او را دستمایه انتقاد قرار داده‌اند، درحالی که ایزدی نیز یک مدیر غیر بومی اهل سنقرکلیایی محسوب می‌شد، به نظر نمی‌رسد گره‌ای از کار میراث همدان بگشاید، مگر اینکه بتواند با تفکر حاکم بر این اداره مقابله کند، در این راه حمایت استاندار همدان برگ برنده‌ای است که او در دست دارد و می‌تواند یک خانه تکانی اساسی در این ویرانه انجام دهد.
http://honarnews.com/vdcfeyde.w6dmcagiiw.html

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 :: 15:29 :: توسط : حسین زندی

خیرین آب را به روی طبیعت بستند

«ایستگاه صلواتی» جان چشمه «پونه» را گرفت

چشمه پونه الوند از سوی عده‌ای ناشناس که خود را به عنوان خیر معرفی می‌کنند، تخریب و آب آن با لوله‌هایی به سمت یک ایستگاه صلواتی در کنار جاده هدایت شده است.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی – چشمه پونه الوند از سوی عده‌ای ناشناس که خود را به عنوان خیر معرفی می‌کنند، تخریب و آب آن با لوله‌هایی به سمت یک ایستگاه صلواتی در کنار جاده گنجنامه به سمت پیست اسکی هدایت شده است. این اقدام موجب خشک شدن پوشش گیاهی منطقه شده است.
 
به گفته دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست در همدان، این اولین بار نیست که با استفاده از باورهای مردمی اقدام به تخریب میراثی از این سرزمین می‌شود و اولین مورد نیست که در همدان چشمه‌ای نابود و منطقه‌ای طبیعی خشک می‌شود؛ این‌ روزها احداث سازه‌های تله کابین که تا نزدیک کتیبه‌های گنجنامه رسیده و نابودی بخش بزرگی از کوهستان الوند را سبب شده به همراه تخریب چشمه ها، باغ‌ها و طبیعت همدان بخشی از برخورد با میراث این استان است.
 
آب چشمه پونه از مسیر طبیعی‌اش جدا شده و حالا به سمت یک ایستگاه صلواتی کشیده شده است
 
پس از تخریب چشمه «پونه» الوند، 10‌ها تن از کوهنوردان، طبیعت دوستان و فعالان محیط زیست همدان با نگارش و امضاء نامه‌ای سرگشاده خطاب به مسئولان استانی خواستار توقف تخریب‌ها و بازگرداندن این چشمه به صورت اولیه و سپردن عاملان این تخریب به مجاری قانونی شدند .
 
سال گذشته پس از اعتراض فعالان مدنی به تخریب چشمه ملک، به حکم مقامات قضائی استان این چشمه که توسط اهالی روستای دیوین تخریب شده بود، به صورت اولیه بازگردانده شد که اتفاق خوبی بود، اکنون فعالان محیط زیست استان بار دیگر چنین برخوردی را از مسئولان انتظار دارند.
 
ایستگاه صلواتی یک چشمه طبیعی تخریب شده
 
«محمدحسین مقدم»، مدیر گروه کوهنوردی پویان همدان می‌گوید: «چشمه پونه در ارتفاعات مسیر جاده گنجنامه به پیست اسکی تاریک دره قرار داشت و کوهنوردان و خانواده‌ها در کنار این چشمه چادر زده و استراحت می‌کردند. آب این چشمه مسافت طولانی را از سرچشمه تا داخل تاریک دره را سیراب می‌کرد که بعد از قطع آب سرسبزی منطقه از بین رفته است. گیاهان داروئی و صنعتی و پوشش گیاهی منطقه با آب این چشمه سیراب می‌شدند و جانوران و حیات وحش کوهستان الوند نیز از آب آن مصرف می‌کردند. اخیرا کسانی پیدا شدند، چشمه را کور کردند آب چشمه را با صدها متر لوله کشی به سازه ناهمگونی در کنار جاده ایجادکرده، انتقال دادند و اسم آن ‌را گذاشتند، ایستگاه صلوات که باعث تخریب طبیعت می‌شود.
 
لوله‌های آب مانع اصلی رسیدن آب به پوشش گیاهی منطقه
 
این عضو فدراسیون کوهنوردی ادامه می‌دهد: «این روزها کسانی که روزانه از این آب استفاده می‌کنند بیشتر برای شستن ماشین هایشان است و کف و مواد شوینده که داخل محیط طبیعی پخش می‌شود، آلاینده های است که آب های سطحی و سفره های زیرزمینی را آلوده می‌کند، جالب است همین آب را شرکت آب و فاضلاب کیلومترها پائین‌تر در منطقه تقسیم آب گنجنامه فراوری و تسویه کرده و به شهروندان همدانی می دهد. لازم است که تمامی نهادها و مردم به این موضوع توجه کنند، پیش از اینکه حیوانات کوهستان بر اثر تشنگی از بین بروند و پوشش گیاهی منطقه به دلیل بی آبی خشک شود و قبل از اینکه آلاینده‌ها بیشتر از این داخل آب‌های جاری شود از این کار جلوگیری کنند، لوله ها را جمع‌آوری کنند و آب به مسیر طبیعی خود بازگردد و کسانی که قبلا در کنار این چشمه تفریح می‌کردند و از زیبائی‌های آن لذت می بردند باز هم از این محیط استفاده کنند.
 
آبی که دیگر به کار طبیعت نمی آید به کار ماشین شویی می آید
 
مقدم در پاسخ به این سئوال که آیا انجمن شما از طریق نهادهای رسمی و اداره‌های مرتبط و متولی پیگیری کرده است که چه کسانی عامل این تخریب هستند؟ می‌گوید: «کسانی که در این امور شاغل هستند، مسئولیت دارند و وظیفه رسیدگی به این کارها را دارند بی توجه هستند و کسانی که دلسوز طبیعت هستند و در مورد طبیعت علم دارند و روی این قضایا واکنش نشان می‌دهند دستشان کوتاه است. ما به هر مرجعی که مراجعه می کنیم مسئولیت را به گردن دیگری می‌اندازند، یکی می گوید آب و فاضلاب موافقت کرده ، یکی می‌گوید از دست منابع طبیعی خارج شده و مسکن و شهرسازی مسئول است به هر حال هر کسی مجوز صادر می‌کند باید به این کارها علم و آگاهی داشته باشد، پیامدها را بررسی و سپس مجوز صادر کند به دلیل پاسخگو نبودن مسئولان، طبیعت دوستان و کوهنوردان همدان مجبور شدند نامه سرگشاده منتشر کنند تا شاید عامل و یا عومل این تخریب مشخص شود.»
 
این دوستدار طبیعت در مورد نصب تابلو به نام خیرین روی منبع آب می‌گوید: ما به کار خیرین احترام می‌گذاریم اما انتظار داریم به عنوان "خیر" به کارهای سطحی دست نزنند و سطحی عمل نکنند و بنیادی ویران نکنند. با این عمل نه تنها طبیعت و چشمه تخریب شده،بلکه حقوق عمومی مردم نیز نادیده گرفته شده ، طبیعت متعلق به همه مردم بوده و میراثی ملی است و نباید اگر کسی معتقد به کار نیک است از کیسه دیگران خرج کند.
 
http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=111192&Serv=3&SGr=22

حسین زندی

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 :: 15:28 :: توسط : حسین زندی
   1      2       3       4       5       ...      32    »
درباره وبلاگ
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخرین مطالب
پیوندها
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 43319