http://tehrooz.com/1392/5/29/TehranEmrooz/1247/Page/14/
روزنامه تهران امروز
کد خبر: 136591
تاریخ خبر: ﺳﻪشنبه, 29 مرداد 1392
آموزش سفال در لالجین پاسخگوی هنرمندان نیست
آموزش؛ فوت فراموش شده کوزهگری در لالجین
از آنجا که سفالگری بسیار گسترده است و پوشش دادن همه ابعاد آن مستلزم تلفیق سالها تجربه در کنار مطالعات گسترده و تحقیق مستمر محققان است و از حدود توانایی افراد معمولا خارج است، بهترین راه برای بهره گیری کامل از توانایی علمی و عملی استفاده از هنرمندان سنتی و بومی در کنار محققان و تحصیلکردگان رشتههای هنری است. اگرچه تا به حال آموزش در این زمینه به صورتی سطحی و رفع تکلیفی اعمال شده است، اما میتوان با برنامهریزی دقیق در این زمینه به نتایج خوبی رسید. در سالهای گذشته فارغالتحصیلان زیادی در رشته صن
حسین زندی - همدان: سفال وسفالگری در همدان بهویژه لالجین شهر سفال مشکلات متعددی دارد. چرا که برای توسعه صحیح صنعت سفال در همدان، علاوه بر حمایت نهادهای دولتی، آگاهی مردم، آموزش سفالگران، تولیدکنندگان و حتی فروشندگان مسئلهای مهم وضروری به نظر میرسد. اکنون، شیوههای سنتی آموزش با ابزار و فنآوری فعلی همخوانی ندارد و دانشگاه علمی- کاربردی شهر هم نتوانسته موفقیت چندانی در آموزش بهدست آورد. از سوی دیگر شیوه آموزشی آموزشگاههای خصوصی هم پاسخگوی سفالگران شهر لالجین نیست و به نظر میرسد که فقط گاهی برای رفع تکلیف خود را نشان دهد. از این رو،د برای رشد و نجات سفالگری لالجین تغییر وتحول در امر آموزش بسیار ضروری به نظر میرسد.
ظلم به آموزش سفالگری
«مهدی کریمیمنسوب» مدرس دانشگاه و کارشناس سفال در پاسخ به این سوال که چه نهادهایی رسالت و وظیفه آموزش سفالگری در همدان را به عهده دارند، گفت: بهرغم اینکه سفال و سفالگری از صنایع دستی این استان است و لالجین پایتخت همیشگی سفال کشور محسوب میشود، باید بیش از این مورد توجه مسئولان استان همدان قرار میگرفت. اما این صنعت بهویژه در زمینه آموزش بسیار مظلوم واقع شده است و فقط به چند مورد بسیار محدود در حد طرحهای آموزشی اداره صنایع دستی و گردشگری میراث فرهنگی محدود شده است. براین اساس بیشتر علاقهمندان به صورت موردی و خصوصی به افراد شاغل در این رشته که گاهی ضعفهایی هم در امر آموزش دارند مراجعه میکنند. در شهرستان لالجین نیز از گذشته مرکزی وجود دارد که امروزه با عنوان دانشگاه علمی - کاربردی سفال و صنایع دستی لالجین شناخته میشود. این مرکز در گذشته محرکی بسیار مفید در آموزش فرزندان لالجین و همچنین علاقهمندان سفال و سفالگری از همه نقاط ایران بود. اما امروزه فعالیتی بسیار کمرنگ دارد و رشته سفالگری که محور فعالیت این دانشگاه در گذشته بود و از اهداف اصلی فعالیت این مرکز به شمار میرفت، از رشتههای آن حذف شد. در دانشگاههای استان نیز متاسفانه دانشگاه دیگری متولی این رشته نیست.
موفقیت آموزشهای خصوصی
کریمی درمورد تفاوتهای شیوههای آموزشی در آموزشگاههای خصوصی نسبت به دانشگاه علمی- کاربردی گفت: از آنجاکه هنر، امری ذاتی است و مربوط به علاقه درونی فرد است، افراد پیگیر و علاقهمند ولو اینکه به صورت آکادمیک نیز آموزش ندیده باشند، میتوانند موفقیتهای چشمگیری داشته باشند؛ در نتیجه آموزش خصوصی گاهی جواب بهتری گرفته است و افراد علاقهمند را به خود جذب میکند. این افراد الزاما در پی کسب مدرک آکادمیک نیستند، اما کاش مراکز علمی - کاربردی قویتر بودند که در این صورت موجب پرورش نیروهایی کارآمد میشدند. متاسفانه اندیشه حاکم بر دانشگاههای علمی- کاربردی بازده خوبی ندارد، چرا که از لحاظ سطح علمی قابل مقایسه با هنرستانها و مراکز آموزش متوسطه نیست و از لحاظ علمی- کاربردی نیز بسیار دور از هدفگذاریهای کاربردی واقعی است و کمتر فارغالتحصیلی به صورت عملی از آموختههای خود بهره میبرد.
سیاستهای اشتباه در دانشگاه علمی- کاربردی لالجین
این کارشناس افزود: دانشگاه علمی -کاربردی لالجین در سالهای 84-90 رشتههای هنر سفالگری، سرامیک، خط تولید سرامیک، شیشه و تعدادی دیگر رشته مرتبط با هنر سفال و سرامیک را ارائه میکرد و برای آنها دانشجو میگرفت، اما کمکم با اعمال سیاستهای اشتباه جای خود را به رشتههای غیرمرتبط مانند معماری دادند. این دانشگاه اکنون فضایی راکد و بیتحرک دارد که نیاز به توجه مسئولان و تغییر رویکرد و نگاه آنها دارد. «حمید زندی» کارشناس مواد و مدرس دانشگاه در مورد تعداد فارغ التحصیلان این رشته میگوید: ارائه آمار دقیق قاعدتا مستلزم استعلام از مسئولان مربوطه است، اما در سالهای حضور بنده در این مرکز فراز و نشیبهایی در جذب دانشجو و رونق گرفتن دانشگاه اتفاق افتاد که مربوط به مدیریت افراد مختلف و حضور افراد مفیدی بود که اتفاقا موفقیت آنها به دلیل مربوط بودن رشته تخصصی و زمینه مدیریتی ایشان بود ولی به دلیل تغییرات گزینشی اعمال شده شاهد پسرفت در جذب دانشجو بودیم. این مدرس دانشگاه با بیان اینکه در ارتباط نزدیکی که با سفالگران لالجین دارم علاقهمندی هنرمندان جوان به آموزش کاملا محسوس است، تاکید کرد: مدیریت هدفمند در زمینه آموزش هنرجویان قطعا باعث پیشرفت این هنر- صنعت خواهد بود. این کار مستلزم شناخت ابعاد آن و افراد متخصص است. امروز در زمینه تدریس آکادمیک دیگر کمبودی از لحاظ مدرس نداریم، به شرطی که مدیران تصمیم گیرنده حداقل اشراف لازم را داشته باشند. کریمی ضمن اشاره به تاثیر تاسیس دانشگاه در لالجین در شیوه سفالگری و نوآوری در این صنعت، گفت: وجود این مرکز زمانی موجب جذب فرزندان لالجین بود و تکنیکهای نو را به آنها آموزش میداد و تغییراتی در سبکهای هنری صورت میگرفت که بسیار مفید بود. اگر سیاستگذاریها به نوعی باشد که به جای حذف رشتههای مرتبط، به اشاعه آنها بپردازند، میتواند تاثیر بسزایی اگرچه به آهستگی ولی مستدام و مفید در پیشرفت این هنر داشته باشد.
استفاده از هنرمندان بومی در کنارمحققان
وی تصریح کرد: از آنجا که سفالگری بسیار گسترده است و پوشش دادن همه ابعاد آن مستلزم تلفیق سالها تجربه در کنار مطالعات گسترده و تحقیق مستمر محققان است و از حدود توانایی افراد معمولا خارج است، بهترین راه برای بهره گیری کامل از توانایی علمی و عملی استفاده از هنرمندان سنتی و بومی در کنار محققان و تحصیلکردگان رشتههای هنری است. اگرچه تا به حال آموزش در این زمینه به صورتی سطحی و رفع تکلیفی اعمال شده است، اما میتوان با برنامهریزی دقیق در این زمینه به نتایج خوبی رسید. در سالهای گذشته فارغ التحصیلان زیادی در رشته صنایع دستی در همدان داشتیم که بنده نیز عضوی از همین مجموعه بزرگ هستم. همچنین هنرمندان کهنه کار مجرب سنتی بسیاری دراین زمینه وجود دارند که با تلفیق این دو دسته با هم، میتوان به نتایج خوبی رسید. نکته دیگر اینکه ناآگاهی در این زمینه آن هم در سازمان متولی آن اغماض پذیر نیست و تا زمانی که مسئولان و متولیان هنر مجموعه استان را به خوبی شناسایی نکنند و به شناسایی سطحی اکتفا کنند آموزش پیشرفت مناسبی نخواهد داشت.
به هر حال سفال لالجین از معروفترین سفالهای ایران است که از ویژگی خاصی نسبت به دیگر سفالهای کشور برخوردار است. اما بهرغم منحصربهفرد بودن این نوع سفال، به دلیل مشکلات مبتلا به سفالگران و بیتوجهی نسبت به جایگاه این هنر ارزشمند و موفق نبودن آموزشها در این مسیر شاید دور نباشد روزی که نام آن در فهرست رشتههای در معرض خطر و منسوخ شدن قرار گیرد.آموزش و توسعه این هنر ارزشمند و تاریخی علاوه بر حفظ پیشینه و تاریخ کشور، میتواند باعث رونق بخشی از صنعت گردشگری شود که مربوط به صنایعدستی است. از سوی دیگر توسعه این صنعت و هنر منحصر به فرد میتواند باعث ایجاد اشتغال و حل مشکل بیکاری در استان همدان شود و ضمن حفظ یادگار نیاکان ارجمند و هنرمند این دیار،یادگاری ارزشمند برای آیندگان باشد. ضمن توسعه آموزشها، تبلیغات و اطلاعرسانی،استفاده از نظرات استادان بنام و بازماندگان عصر گذشته این هنر و صنعت، تشکیل بازارچههای فروش، برگزاری جشنوارهها با همکاری دیگر استانهای دارای این صنعت، تشکیل کمیتههای تخصصی و هنری و سرمایهگذاری بیشتر در بخش صادرات این محصول میتواند راهگشا باشد.
روزنامه تهران امروز
غرفههای صنایعدستی بلای جان بوعلی و باباطاهر
http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105949&Serv=3&SGr=22
بازار داغ غرفههای صنایعدستی و شرکتهای تبلیغاتی در مهمترین اماکن تاریخی همدان باز هم دو حوزه میراثفرهنگی و صنایعدستی را بهچالش طلبید. آرامگاه بوعلی که فضایی برای غرفههای متعدد صنایعدستی و تبلیغات شرکتهای خصوصی ندارد حالا در معرض آسیبهایی قرار گرفتهاست.
خبرگزاری میراثفرهنگی ـ گروه میراثفرهنگی ـ فعالان میراثفرهنگی و صنایعدستی استان همدان درحالی از نبود بازارچه دائمی صنایعدستی گلهمند بودند که سازمان میراثفرهنگی با ایجاد بازارچه و غرفههای صنایعدستی در هگمتانه، آرامگاه بوعلی و باباطاهر نمایش تازهای از تلفیق صنایعدستی و تبلیغات شرکتهای خصوصی بهراه انداختند.
«حسین زندی» فعال میراثفرهنگی در اینباره به خبرگزاری میراثفرهنگی میگوید: «سازمان میراثفرهنگی با احداث بازارچههای صنایعدستی در هگمتانه، آرامگاه باباطاهر و آرامگاه بوعلی ناخواسته مقدمات تخریب این بناهای تاریخی همدان را فراهم کرد.»
این فعال میراثفرهنگی معتقد است، میراثفرهنگی و صنایعدستی استان همدان برای آنکه از بناهای تاریخی بهخاطر جذب گردشگر بیشتر درآمد بیشتری کسب کند اقدام به ایجاد بازارچههایی کرده که بهخاطر حجم بالای گردشگر تنها به بنای آرامگاهها و محوطه تاریخی هگمتانه آسیب میزند. درحالحاضر آرامگاه بوعلی فاقد فضایی مناسب برای غرفههای صنایعدستی است.
آنطور که زندی میگوید هماکنون نزدیک به 15 غرفه در آرامگاه بوعلی ایجاد شده و بیش از 30 غرفه در محوطه هگمتانه بهچشم میخورد. این درحالی است که شرکتهای خصوصی که با اداره میراثفرهنگی استان همدان قراداد بستهاند تبلیغاتشان را بدون رعایت ضوابط میراثفرهنگی در آرامگاه بوعلی بهنمایش گذاشتهاند.
درحالی که این فعالان میراثفرهنگی تاکید دارد که وقتی بازارچهها و فروشگاههای داخلی صنایعدستی در شهر پراکنده است، از یک سو سبب میشود گردشگر سردرگم شود، چراکه نقشه جامعی وجود ندارد و از سوی دیگر میراثفرهنگی استان را وادار به ایجاد غرفه در محوطههای تاریخی میکند اتفاقی که باعث میشود منظر بصری بنا کاملا بهم بریزد.
زندی میگوید: «اگر قرار است صنایعدستی را رشد دهیم نباید میراثفرهنگی را قربانی آن کنیم. در حالحاضر شرکتهای خصوصی در آرامگاه بوعلی تبلیغات خود را با بادکنکهای معلق در فضای آرامگاه بهنمایش گذاشتهاند این درحالیاست که برای بازارچه موقت و فصلی میتوان از مکانهای مناسب استفاده کرد.»
در شرایط فعلی صنایعدستی نیازمند آنست که با برندسازی و برنامهریزی بلند مدت بهسمت توسعه پایدار پیش رود نه اینکه در یک پروسه زمانی کوتاه مدت تبلیغاتی برای بالابردن آمار نهتنها به ارتقای صنایعدستی کمکی نکند که سلامت آثار تاریخی را هم تحتشعاع قرار دهد.
تغییر کاربری بازار تاریخی همدان، صنایعدستی را به محاق برده است
کلونی ترهباریها و قیرفروشان در بازار صنایع دستی!
http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105918&Serv=3&SGr=7
تغییر کاربری بخشهای بازار سنتی و تاریخی همدان درحالی بسیاری از رشتههای اصیل صنایعدستی را به حاشیه راند که گفته میشود بازار فرش همدان به میدان ترهبار، دباغخانه به قیرفروشی و مصالح ساختمانی و بازار خامهفروشان به انبار فروش برنج پاکستانی تبدیل شده است.
خبرگزاری میراثفرهنگی ـ گروه صنایعدستی ـ فعالان میراثفرهنگی و صنایعدستی همدان با اعتراض به تغییر کاربری بخشهای عمدهای از بازار تاریخی همدان به فرآورده و اجناس چینی جدید خواستار احیاء بازار و رشتههای صنایعدستی شدهاند. بهاعتقاد آنها، هماکنون در برخی از سراهای بازار همدان بیش از 2 یا 3 مغازه فرش باقینمانده، فرشهایی که دیگر دستبافت نیستند و غالب آنها را فرشهای ماشینی تشکیل داده است.
«حسین زندی» فعال میراثفرهنگی با انتقاد به بازارچههای فصلی همدان و اینکه هماکنون این شهرستان نیاز به بازارچه دائمی صنایعدستی دارد به خبرگزاری میراثفرهنگی گفت: درحالحاضر در شهرستان همدان حتی یک بازارچه دائمی صنایعدستی وجود ندارد. ایندرحالی است که برخی از تولیدکنندگان ناگزیر هستند کالاهای خود را در بازارچههای فصلی و کوتاهمدت و در ازای پرداخت مبلغ یک میلیون تومان به نمایش بگذارند.
این فعال میراثفرهنگی اعتقاد دارد، درحالحاضر یکی از مشکلات تولیدکنندگان خانگی نبود فضای مناسب و دائمی برای فروش تولیداتشان است. بازارچههای فصلی هم بهمدت یک هفته یا 15 روز برگزار میشود که آنهم رایگان نبوده و دغدغه فروش را برای هنرمندان بهدنبال دارد.
این درحالی است که همدان در گذشته بهدلیل قرار داشتن در موقعیت جغرافیایی مناسب مرکزی برای مراسلات تجاری محسوب میشده، فرآوردههای مربوط به فرش بازاری جداگانه داشتند و دستبافتههایی چون گلیم و جاجیم و حتی لباسهای پشمی بهصورت گسترده بهفروش میرسید.
اما حالا فعالان میراثفرهنگی اعتقاد دارند، مدیریت نادرستی که در این سالها در پیش گرفته شده بازار همدان را دچار چالش جدی کرده است. زندی میگوید: سازمان میراثفرهنگی بهدلیل آنکه نتوانسته از بافت قدیم بازار حفاظت کند اولین مقصر شمرده میشود و شهرداری که در این سالها اجازه ساخت و ساز را داده و اتحادیه اصناف که به مشاغل جدید مجوز داده دیگر مقصران این اتفاق محسوب میشوند.
هماکنون بازار فرش همدان به سبزهمیدان و ترهبار، دباغخانه به قیرفروشی و مصالح ساختمانی و بازار خامه فروشان به انبار فروش برنج خارجی تبدل شده است. و غالب کاروانسراهای قدیم که محل صادرات کالاهی سنتی بوده تبدیل به انبار جنس چینی و کالاهای جدید شده است.
زندی میافزاید:پیشنهاد ما اینست که بازارچههای جدید میوه فروشی و مصالح ساختمانی را میتوان به محلهها و شهرکهای جدید انتقال داد تا بهصورت بازارچههای محلی اشتغالزایی کنند. در اینصورت کالاهای صنایعدستی هم به بازار قدیم و جایگاه اصلی خود باز میگردند و حتی دیگر نیاز به بازارچههای فصلی و کوتاه مدت در مکانهایی چون باباطاهر و آرامگاه بوعلی نیست. چراکه این بنا با احداث بازارچهها و حجم ورودی بازدیدکنندگان و نصب تجهیزات آسیبهای بسیاری متحمل شدهاند
نگاهی به وضعیت رسانه های جمعی در ایران
به بهانه روز خبرنگار
رسانه های جمعی، تعامل یا برخورد
حسین زندی، ناهید زندی
در ساده ترین تعریفی که از رسانه ارائه می شود کارکردی چون زبان برای آن قائل می شوند و آنرا واسطه ای برای برقراری ارتباط می دانند: «رسانه یک واسطه ی عینی و عملی در فرآیندهای برقراری ارتباط است.» (دینداری فرکوش،1388 :19) اما این تعریف با گذر زمان گسترش یافته و دچار دگرگونی هایی شده است. در تعریف های جدیدتر انواع رسانه ها و کارکرد های آن نیز مد نظر قرار گرفته است و در نوع تعریف نقشی تاثیرگذار ایفا می کند. در گذشته های بسیار دور ارتباط از طریق غیر کلامی و کلامی صورت می گرفت، در ارتباط غیر کلامی از ابزاری چون نقاشی، دود و آتش، ایما و اشاره و... بهره می گرفتند و ارتباط کلامی از راه زبان و به صورت گفتاری و شنیداری صورت می پذیرفت، اما با اختراع خط و به وجود آمدن نظام انتشار ارتباط شکلی نوین یافت و ارتباط مکتوب جای ارتباط شفاهی را گرفت. ژان کازنو معتقد است پس از انتشار شفاهی ،انتشار از طریق نسخ خطی و انتشار از طریق مطالب چاپی به وجود می آیند.( کازنو،1378 :18)
در زمینه ی انتشار شفاهی شاید یکی از بارزترین مثال ها را در ایران باستان بتوان یافت که با عنوان سنت شفاهی از آن یاد می شود. وجود "گوسان هایی " که در دربار پادشاهان و شاهک های اشکانی به نقالی می پرداختند و ادامه سنت روایی آن ها را در نقالان و شاهنامه خوانان امروزی می توان یافت و همچنین حفظ متون دینی از جمله اوستا را در این حوزه می توان بررسی کرد. موسیقی جلوه ی دیگری از این مساله است وجود کولیان یا لولیان در دربار بهرام گور و موسیقیدانانی چون باربد و نکیسا در روزگار ساسانی نشان از بهره گیری گسترده از این هنر در راستای انتقال پیام است که می توان گفت تا امروز خاصیت رسانه ای بودن خود را حفظ کرده است.
اما اختراع خط علاوه بر اینکه به کمک ارتباط های فردی شتافت کمک شایان ذکری به ارتباطات جمعی کرد. سنگ نوشته های به جا مانده از روزگار هخامنشی که معمولا بر سر راه های ارتباطی کنده شده اند گواهی بر این مدعاست. به طور مثال سنگ نوشته ی بیستون که برسر راه همدان به کرمانشاه کنده شده است (همدان در آن روزگار پایتخت تابستانی بود ه و این راه یکی از پر رفت و آمدترین راه ها) به سه زبان فارسی باستان ،ایلامی و اکدی است و بهره گیری از زبان های گوناگون برای سهولت خوانش این متون توسط بینندگان این نوشته (مخاطبان) بوده که از جای جای شاهنشاهی پهناور هخامنشی از این راه می گذشتند یا فرمان هایی که با بهره گیری از زبان های مختلف بر روی پوست، چوب یا گل پخته در چند نسخه می نوشتند و به ایالت های گوناگون می فرستادند، به انتشار اخبار کمک می کرد.
نسخ خطی بازمانده از روزگاران کهن نیز گاه در ارتباط فردی و گاه در ارتباط جمعی نقش رسانه را ایفا کرده است. فرمان های شاهی که نسخه ی خطی از آن ها بر جای مانده گاه به وسیله ی جارچیان به اطلاع مردم می رسیده و گاه با نصب بر روی در و دیوار شهر، نمونه ی دیگر انتشار روزنامه های خطی و حتی شبنامه هایی است که با اهداف گوناگون منتشر می شده است. به هر روی پیش از پدید آمدن صنعت چاپ استنساخ یکی از راه های پراکندن دانش و آگاهی به شمار می رفت. صنعت چاپ ابتدا با انتشار کتاب و بعد ها با انتشار روزنامه ها و مجله ها خدمت بزرگی به پیشرفت زندگی اجتماعی بشر کرد. این پیشرفت روز به روز پرسرعت پیشروی خود افزود و رسانه های دیگری را به مخاطبان عرضه کرد ، از تلویزیون و ماهواره تا اینترنت و ... و جالب آنکه این چابک سوار سر باز ایستادن نیز ندارد و همچنان می تازد!
ناگفته نماند « ارتباط انسان ها اساس شکل گیری جامعه ی انسانی به معنای واقعی است و بسط و تراکم ارتباطات موجبات بسط و تعالی فرهنگ را فراهم میسازد.» ( ساروخانی،1389: 21)
انواع رسانه :
1-رسانه های نوشتاری مانند کتاب و مطبوعات
همان گونه که اشاره شد با صنعت چاپ کتاب های خطی جای خود را به کتاب های چاپی دادند ولی« از اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم که صنعت چاپ توسعه ی واقعی یافت ،مطبوعات نیز رفته رفته خصوصیات امروزی را به دست آوردند و انتشار کتاب ها را تحت الشعاع قرار دادند. از این زمان نویسندگان و کسانی که به امر چاپ می پرداختند طبقه ی ممتاز مطبوعاتی شدند. برای پاسخ به احتیاج روز افزون مردم به اخبار ، انتشار مطبوعات از جهت زمانی تابع نظم خاصی شد.» (معتمد نژاد،1386 :64)
نقش و عملکرد مطبوعات تا حدی پیش رفت که در کنار ارکان سه گانه قدرت – مقننه، قضاییه و مجریه – در نظام های دموکراسی به عنوان " رکن چهارم دموکراسی" شهره شد. (همان:65)
مطبوعات خود دارای تقسیم بندی های گوناگونی است ، با توجه به زمان انتشار به روزنامه،هفته نامه، دو هفته نامه، ماهنامه فصل نامه و... تقسیم می شود یا با توجه به سلیقه ی مخاطب به نشریات خبری، تحلیلی، علمی، ترویجی ،پژوهشی و... تقسیم می شود. اما تقسیم بندی تخصصی تر نشریات با توجه به موضوع آن ها است که به نشریات سیاسی،نظامی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم می شود که هر یک زیر مجموعه هایی نیز دارد.(قندی، 1387 :از87 تا114)
2- رسانه های شنیداری مانند رادیو،ضبط صوت، گرامافون و...
«با ظهور رادیو و استفاده از امواج برای انتقال پیام هی گوناگون انسانی، وضع انحصاری وسایل ارتباطی چاپی از بین رفت.» (معتمدنژاد، 1386 :67) رادیو با بهره گیری از صدا ،گفتار و موسیقی بار دیگر ارتباط کلامی را زنده کرد.
3- رسانه های دیداری مانند سینما ،تلویزیون، اینترنت و...
با تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری و تهیه وسایل نمایش و انتقال عکس ها وتصویرهای متحرک وسایل ارتباطی دیداری- شنیداری به وجود آمدند گرچه در ابتدا این فن آوری تنها در کشور های پیشرفته وجود داشت اما به زودی به ابزاری جهانی بدل شدند با بهره گیری از آن ها در راه جهانی شدن گام های غیر قابل بازگشتی برداشته شد که شاید به زودی فرهنگ های جوامع کوچک را محکوم به نابودی کند و ضربه های جبران ناپذیری به برخی نمود های فرهنگی وارد آورد. شاید بتوان نشریات الکترونیکی را نیز به فهرست رسانه های دیداری افزود چراکه با گسترش اینترنت و کارکردهای آن در زندگی شهروندان، سرعت ، دسترسی آسان، پایین بودن هزینه ها و برداشته شدن مرزهای جغرافیایی در فضای مجازی ، روز به روز مخاطبان بیشتری به این فن آوری روی می آورند و نشریات الکترونیکی کم کم جای مطبوعات چاپی را می گیرد.
4-رسانه های ابزاری مانند اعلامیه، بروشور، پوستر، تابلوهای اعلانات، فیلم های تبلیغی (تیزر) ،سخنرانی ها و...
5-رسانه های نهادی : رسانه های نهادی یا رسانه های گروهی به امثال روابط عمومی ها، شرکت های انتشاراتی،بنیاد های سینمایی، رادیو، تلویزیون،دفاتر مطبوعات و مانند این ها اطلاق می شود.
6- رسانه های فرا نهادی مانند خبرگزاری ها، بنگاه ها سخن پراکنی، شبکه های ماهواره ای و... (دیندارفرکوش، 1388 :19 و20)
عناصر اصلی ارتباط که عبارتند از فرستنده، پیام، وسیله ی ارتباط، گیرنده ی پیام و تاثیر ارتباط (ساروخانی،1389: 37) در تمام این رسانه ها وجود دارد اما با توجه به نوع رسانه گاه برخی عناصر کم رنگ تر و برخی دیگر پررنگ تر جلوه می کنند.
تفاوت در شیوه ی انتشار پیام ،پیام ها و شرایط دریافت آن ها از ویژگی هایی است که این رسانه ها را از هم متمایز می کند.
ویژگی های رسانه های ارتباط جمعی نوین:
1-سرعت انتشار:
سریع و آنی بودن ارتباطات جمعی معاصر از مهمترین خصلت های آن به شما می رود... در عصر حاضر انتشار جریان رویدادها از طریق وسایل ارتباط جمعی به ویژه رادیو و تلویزیون گاهی اوقات به حدی سریع و فوری انجام میشود که کاملا غیر قابل تصور به نظر می رسد به همین سبب حالت غافلگیری و شگفت انگیزی در اطلاع گیرندگان پدید می آورد.
2 – مداومت انتشار:
اکنون وسایل مختلف ارتباط جمعی بدون انقطاع در تمام ساعات شبانه روز فعالیت می کنند و به طور منظم و مداوم، پیام های فراوان خود را در اختیار استفاده کنندگان می گذارد... و در این راه مکمل یکدیگرند.
3- وسعت جهانی حوزه ی انتشار:
قدرت پخش و حوزه ی انتشار وسایل ارتباط جمعی در دوره ی معاصر افزایش و گسترش فوق العاده یافته است... اکنون خبرگزاری های ملی و بین المللی ، به کمک خبر نگاران خود با استفاده از تکنیک های جدید مخابراتی ، اطلاعات فراوانی از سراسر جهان به دست می آورند و به مطبوعات و رادیوها و تلویزیون ها عرضه می کنند تا در اختیار خوانندگان، شنوندگان و بینندگان بگذارند.
4- فراوانی و گوناگونی محتوا :
وسایل ارتباط جمعی برای پاسخ گویی به نیازهای روز افزون استفاده کنندگان و جلب توجه هرچه بیشتر آنان پیام های بسیار فراوان و گوناگون منتشر می کنند.در کشور های پیشرفته، فراوانی مطالب و برنامه های خبری و تفریحی و تبلیغی وسایل ارتباطی معاصر به حدی است که خوانندگان و شنوندگان و بینندگان، اغلب در برابر هجوم سیل آسای آن ها، خود را حیران و سرگردان احساس می کنند و چون امکان استفاده از تمام آن ها را ندارند ،فقط به آنچه مورد علاقه یا نیاز انان است ،توجه می نمایند. (معتمدنژاد،1386:162تا179)
وظایف و کار کردها:
1-وظایف خبری و آموزشی:
شاید مهمترین کارکرد رسانه ها جنبه ی آموزشی آن ها و آگاهی دادن به مخاطب باشد که در کنار خانواده و مدرسه توانسته است سهم بزرگی را در آموزش بر عهده گیرد و به سبب در دسترس بودن همیشگی آن نام " آموزش دائمی" را به خود اختصاص دهد. «وظیفه و نقش اساسی وسایل ارتباطی ،انتشار رویدادهای اجتماعی است و همین امر به انسان امکان می دهد محیط زندگی را بهتر بشناسد و با توجه به آن احتیاجات فردی یا جمعی خود را مرتفع سازد، در برابر دیگران راه و رسم شایسته ای پیش گیرد، اندیشه های خوب به دست آورد و قضاوت های درست نشان دهد و به طور کلی عضوی از اعضای جامعه با آگاهی کامل به حقوق و مسئولیت های خویش و با آزادی و آسایش به زندگی ادامه دهد... با تجزیه و تحلیل وظایف خبری وسایل ارتباطی ، می توان نقش آموزشی و پرورشی آن ها را که محصول انتشار اطلاعات عینی و ارئه ی روش های صحیح زندگی است ،نیز معرفی کرد.باید دانست که وسایل ارتباطی با تهیه و انتشار خبرهای گوناگون علمی و فرهنگی می توانند معلومات جدید و اکتشافات تازه را در اختیار افراد بگذارند، افق دید آنها را گسترش دهند و تامین نیازهای آنان را تسهیل و تسریع نمایند.» (معتمد نژاد، 1386 :4)
البته ناگفته پیداست در این اطلاع رسانی «رسالت آنان در انتقال سریع ، بی طرفانه و آگاهی بخش اخبار و وقایع دنیای ما است، از همین رو است که این وسایل کوچک شدن کره ی زمین و همسایگی ساکنان آن را موجب شده اند.» (ساروخانی،1389 :86) در راستای این خبر رسانی رسانه ها وظیفه دارند آگاهی های درستی به مخاطب ارائه دهند تا او با کسب این آگاهی ها به تحلیل ساده تر اخبار و تصمیم گیری راحت تر و درست تر بپردازد.
2-وظایف راهنمایی و رهبری:
« در نظام های دموکراسی ،روزنامه ها،مجله ها و رادیوها و تلویزیون ها و سینماها می توانند در راه گسترش ارتباط بین رهبری کنندگان و رهبری شوندگان خدمات مهمی انجام دهند و به عنوان آینه ی تمام نمای افکار عمومی ،در جلب همکاری مردم و مشارکت دادن آن ها در امور اجتماعی تاثیر فراوان به جا گذارند. در صورتی که در نظام های استبدادی و دیکتاتوری که بین فرمانروایان و فرمانبرداران ،روابط آزاد و رضایت آمیز وجود ندارد وسایل ارتباطی معمولا به ابزارهای تبلیغات سیاسی در جوامع دارای نظام های آمرانه،همه از یک طرفه بودن نقش وسایل ارتباطی منعکس ساختن آمال و افکار عمومی در این نوع جوامع ناشی می شود.( معتمد نژاد ،1386 :6)
3-وظایف تفریحی و تبلیغی :
نقش تفریحی رسانه ها به هیچ روی قابل انکار نیست چرا که برخی از برنامه ها و نوشتار ها سبب سرگرم کردن مخاطب می شوند و آرامش روانی هرچند اندک و مقطعی را به انسان ماشینی و گرفتار روزمرگی هدیه می کند،از خستگی و اضطراب های او می کاهد و برای لحظاتی او را از تنهایی می رهاند. «خبر ها، مطالب و داستان های مصور مطبوعات ،برنامه های موسیقی و هنری رادیوها و تلویزیون ها ، فیلم های متنوع تلویزیونی و سینمایی،اکنون در تمام اوقات شبانه روز می توانند انسان ها را سرگرم کنند و آنان را از غوغا و اضطراب محیط کار و زندگی یا رنج تنهایی دور نگهدارد و برای آن ها یک محیط فراغت و آسایش مناسب ایجاد نمایند.» (معتمدنژاد، 1386 :7)
نقش تبلیغی رسانه می تواند سیاسی یا اقتصادی و مثبت یا منفی باشد و هدف خود را با توجه به این تقسیم بندی تعریف کند، «هر گاه وسایل ارتباطی ، نقش تبلیغاتی را با توجه به خواست ها و نیازهای عمومی انجام دهند و در زمینه ی سیاسی، به ارشاد مردم و پیش بینی و تامین وسایل آزادی و آسایش آنان همت گمارند و در زمینه های اقتصادی به راهنمایی افراد برای خرید کالا ها و انجام خدمات اکتفا کنند،این وظیفه نیز در کنار وظایف خبری و آموزشی و اجتماعی دیگر ،مناسب و مطلوب خواهد بود. » (معتمدنژاد، 1386 :8و9)
اما اگر رسانه ها به تحمیل قدرت حاکمان یاری رسانند و به صورت ابزاری در اختیار اهداف تبلیغاتی ایدئولوژی ها و فرمانروایان قرار گیرند کارکرد مثبت خود را از دست می دهند،در زمینه ی اقتصادی نیز اگر رسانه ها به ابزار سرمایه داران برای ترغیب مردم به خرید غیر ضروری و حتی غیر استاندارد بدل شوند کارکرد منفی آن ها بیشتر از کارکرد مثبتشان جلوه گر می شود.
علاوه بر این ها رسانه ها کارکرد های دیگری نیز دارند که کم و بیش همگام و همسو با دیگر اهدافند و از مهمترین آن ها می توان به معرفی فرهنگ و تمدن و بسط و اشاعه ی فرهنگ اشاره کرد که با جهانی شدن ارتباطی تنگاتنگ دارند .علاوه برآنکه کشور های قدرتمند توانسته اند با به کار گیری رسانه ها فرهنگ خود را در جوامع کم تر توسعه یافته و در حال توسعه معرفی کرده و اشاعه دهند، کشور های در حال توسعه توانسته اند با بهره گیری از این تکنولوژی به معرفی فرهنگ خود بپردازند.
تقسیم بندی دکتر باقر ساروخانی اندکی با این تقسیم بندی متفاوت است. وی وظایف رسانه را به پنج بخش عمده تقسیم کرده است:
1-نقش های تفریحی
2- نقش های خبری
3- نقش های همگن سازی یا توده سازی بدین معنا که «با ورود وسایل ارتباط جمعی به جامعه،خرده فرهنگ ها ،فرهنگ های خاص و مجزا ،ناپدید می شوند به نوعی تمامی ساکنان یک جامعه تشابه می پذیرند و در سبک زندگی، علایق و خواست ها از الگو های مشابهی که وسایل ارتباط جمعی به آنان می دهند، برخوردار می شوند... » (ساروخانی، 1389 :88)
4- آگاه سازی
5-احساس تعلق مشترک (ساروخانی،1389 :83 تا94)
وضعیت رسانه در ایران:
امروزه از رسانه ها با عنوان ابزار و نهاد اجتماعی یاد می شود ولی وضعیت در ایران شاید کمی با جهان متفاوت باشد چرا که با وجود همپایی ایران با کشورهای توسعه یافته در روزنامه نگاری در عرصه های دیگر رسانه نتوانسته ایم چنانکه باید و شاید عمل کنیم و همین امر سبب شده از حرکت جهانی باز مانیم و مسایلی مانند بومی نبودن فناوری رسانه ای ما را دچار برخوردی چندگانه کند.
به ویژه این که ورود و استفاده ی فن آوری رسانه ای با قبح اجتماعی و محدودیت های دولتی همراه بوده است. به طور مثال استفاده از ویدئو یا ماهواره ابتدا منع قانونی داشته و به مرور زمان پذیرفته می شود این پذیرش با هدر رفتن زمان، سرمایه و ظرفیت های رسانه ای همراه بوده است اما این محدودیت ها نتوانسته از پیشرفت رسانه ها جلوگیری کند. زاده شدن رسانه های نوین ،زندگی را دچار تحولاتی گسترده کرده و در سرعت بخشیدن به زندگی و تندتر کردن ریتم زیستن، بسیار موثر بوده است.
مورد دیگر سانسور و محدودیت که با روش های گوناگون اعمال می شود و آنقدر گسترده است که حتی می توان در رفتارهای فردی در قالب خود سانسوری مشاهده کرد که از عرف جامعه و موانع قانونی سرچشمه می گیرد. از دیگر سو سانسور دولتی که بر تمام زوایای رسانه ها اعم از تلویزیون، رادیو، مطبوعات، اینترنت و کتاب سایه افکنده است هزینه ای گزاف را بر منافع ملی تحمیل می کند اما نیاز مردم به رسانه و کسب آگاهی ، تحت تاثیر جهانی شدن سبب می شود با وجود اینکه شاید اندکی کندتر از حرکت جهانی ِ خبر، در نهایت مردم ایران هم توشه ای از این خوان برگیرند. اما محدودیت در رسانه به ویژه رسانه های تصویری از این هم فراتر می رود. در اختیار گرفتن تمام رسانه های دیداری و شنیداری از سوی دولت ها باعث شده سلیقه ای خاص بر این رسانه ها حاکم شود و همگن شدن و توده ای شدن آن هم در نازل ترین شکل خود نمود یابد و در نتیجه پایین آمدن سطح سلیقه ی مردم را سبب شود. مسئله ی احترام به مخاطب که در رسانه های ایران کمتر به چشم می خورد نیز در گرایش مردم به رسانه های غیر رسمی و خارجی بی تاثیر نمی تواند باشد.
در حالی که آزادی رسانه ای و حتی خصوصی سازی در عرصه ی رسانه فضایی رقابتی را به وجود می آورد که کارهای قوی تر و متنوع تری را به ارمغان می آورد و همین امر سبب می شود که مخاطبانی که نمی توانند از طریق رسانه ی دولتی به نیاز های خود دست یابند نیازهایشان را در رسانه های فرا ملی و آزاد بجویند.با این وجود به نظر می رسد مبارزه کردن با رسانه های نوین اتلاف زمان است و ناگزیر باید با این موجود کنار آمد و آن را به عنوان مهمانی ناخوانده پذیرفت زیرا ممکن است به زودی ابزار هایی به بازار آیند که غیرقابل پیشگیری، فیلتر و پارازیت باشد گرچه این محدودیت ها تنها می تواند اطلاع رسانی را به تاخیر اندازد و به هیچ روی نمی تواند از انتشار اخبار جلوگیری کند.
امروزه در کنار غول های رسانه ای و امپراتوری های خبری ریزرسانه هایی مانند ایمیل و وبلاگ و... که زیر مجموعه ی اینترنت به شمار می آیند ، تحولی بزرگ در امور رسانه ای ایجاد کرده است.با توجه به اینکه ایرانیان مردمی شفاهی هستند و گفتگو های رو در رو را بیشتر می پسندند امروزه رسانه های نوین مانند فیس بوک ، با مهیا کردن فضای گفتگو و تبادل نظر توانسته است تا حدودی به نیازهای آنان پاسخ گوید و به تقویت سنت تعامل و تحمل در جامعه یاری رساند.
منابع:
1-معتمدنژاد ،کاظم. 1386، وسایل ارتباط جمعی ،تهران ،انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، چ ششم
2-ساروخانی، باقر. 1389، جامعه شناسی ارتباطات، تهران، انتشارات اطلاعات، چ بیست و چهارم
3- دینداری فرکوش،فیروز و حسین صدری نیا، 1388، روابط عمومی و رسانه، تهران، نشر سایه روشن،چ سوم
4-قندی،حسین. 1387،روزنامه نگاری تخصصی، تهران،دفتر مطالعات و توسعه ی رسانه،چ دوم
5-کازنو،ژان. 1387،جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، ترجمه باقرساروخانی و منوچهر محسنی،تهران ،انتشارات اطلاعات، چ نهم