الوند نوشت وبلاگی برای همدان شناسی

اجتماعی - فرهنگی - ادبی

الوند نوشت وبلاگی برای همدان شناسی

اجتماعی - فرهنگی - ادبی

پایتخت مادها از احداث دانشگاه تا چیدن سفره هفت سین؛

http://www.honarnews.com/vdcg7q9n.ak9u34prra.html 

 
گسترش فضاهای گردشگری در محوطۀ هکمتانه باعث نابودی این تپه می‌شود
پایتخت مادها از احداث دانشگاه تا چیدن سفره هفت سین؛
گسترش فضاهای گردشگری در محوطۀ هکمتانه باعث نابودی این تپه می‌شود
در نوروز امسال سازمان میراث فرهنگی بخش‌های کاوش نشده از محوطه هکمتانه را با بیل مکانیکی، لودر و قلتک صاف کرده و بر روی آن هفت سین ۳۰۰ متری چیده است.
 
محوطۀ باستانی هکمتانه که آن را پایتخت مادها دانسته‌اند، با وسعتی در حدود ۴۰ هکتار از مهمترین مراکز باستانی کشور و بزرگترین محوطه در شهر همدان، به شمار می‌آید. این محوطه به دلایل گوناگون و دارا بودن ویژگی‌های مختلف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و همواره مورد توجه پژوهشگران حوزۀ تاریخ و باستان شناسی بوده است. از هرودوت تا معاصران ما بسیاری بدان پرداخته‌اند.
 


اگر چه اختلاف نظرها در این باره بسیار است اما وجود چندین اثر در این محوطه؛ مانند کلیسا، گورستان، موزۀ هکمتانه، شهر و دژ کهن هکمتانه اهمیت آن را دوچندان کرده است.به همین دلیل این محوطه در شمار پایگاه‌های پژوهشی کشور قرار گرفته است. اما به جز عملیات باستان‌شناسی و کاوش‌های علمی، مدتی است کارهای صورت گرفته در حریم این آثار پیامدی جز تخریب نداشته است. 


تغییر کاربری کلیسای داخل محوطه به دانشگاه علمی- کاربردی و استفاده از این کلیساها به عنوان کارگاه درس آسیب‌های جدی بدان وارد کرده است.


سنگفرش کردن بخشی از محوطه در حالی انجام شده است که بخش‌های کاوش نشده و دیوارهای بیرون آمده از خاک جز دو مورد حفاظ ندارند و سرپوشیده نیستند. همچنین یادگاری‌هایی که بر روی ویترین‌های موزه نوشته شده است و همه تاریخ جدید دارد، نشان از آن دارد که از اشیاء این موزه به درستی محافظت نمی‌شود.
 


به تازگی اتفاق جدیدی در این تپه صورت گرفته و تبلیغات زیادی برای آن انجام شده است و رسانه‌ها و مسئولان بارها با افتخار از آنها یاد کرده‌اند که بسیار شگفت انگیز است. در نوروز امسال سازمان میراث فرهنگی بخش‌های کاوش نشده از این محوطه را با بیل مکانیکی و لودر و قلتک صاف کرده و بر روی آن هفت سین ۳۰۰ متری چیده است و مکرراً در بنرهای تبلیغاتی شهر از این عمل با افتخار یاد کرده‌اند و بدان بالیده‌اند.
 


در حالی که در شهری که ۵۴ کیلومتر مربع مساحت دارد، در جایی غیر از محوطه‌های باستانی می‌توان فضایی ۳۰۰ متری برای این کار اختصاص داد. شگفت آن که فضای تخریب شده در تپه هکمتانه که به این منظور آماده شده بود بیش از ۱۵۰۰ متر بوده است.
 


همچنین در سمت چپ در ورودی این محوطه، بخشی از تپه را به صورت پارکی بزرگ ساخته و درختچه‌های تزئینی در آن کاشته‌اند. در میان این پارک نیز میلۀ پرچمی به طول ۵۰ متر نصب کرده‌اند که مسلماً برای نصب این پرچم چندین متر چاله حفر شده است این در حالی است که برای این کار همیشه مکان مناسب‌تری وجود دارد و حتی اگر پرچم را در حیاط منزل شهروندان هم نصب کنند باعث خوشحالی آنان خواهد بود.
 



از سویی در بخشی از محوطۀ، حیاط مدرسه‌ای که امروزه به موزه تبدیل شده است به موزه سنگ اختصاص داده‌اند که هنوز امکان بازدید عمومی از آن وجود ندارد. این آثار تنها در معرض باد و باران و فرسایش سریعتر قرار گرفته‌اند که با توجه تغییر دمای بالا در تابستان و زمستان نیاز به حفاظت و پوشش دارند.
 


هر چند متولیان این کارها برای جذب گردشگر انجام می‌دهند، اما اگر گردشگری باعث تخریب آثار باستانی و میراث فرهنگی شود چه سودی خواهد داشت؟ امید که پیش از آغاز و افزایش چنین تخریب‌هایی از نظر کارشناسان استفاده شود تا شاهد چنین صدماتی به میراث ملی این سرزمین نباشیم.

حسین زندی

چرخه معیوب در جمع آوری زباله توسط تلاشگران عرصه محیط زیست

http://www.honarnews.com/vdce7w8n.jh8fzi9bbj.html 

  
حسین زندی
چرخه معیوب در جمع آوری زباله توسط تلاشگران عرصه محیط زیست
مردم طبیعت را فدای لذات آنی خود می‌کنند،
چرخه معیوب در جمع آوری زباله توسط تلاشگران عرصه محیط زیست
اگر عده‌ای نابخردانه طبیعت را آلوده کنند و گروهی از شهروندان به جمع‌آوری زباله بپردازند دور باطلی و چرخه معیوبی خواهد بود که نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.
  
امروزه حضور مردم در باغات و جنگل‌ها و محیط‌های طبیعی که با هدف رسیدن به آرامش و حس لذت انجام می‌گیرد با آسیب‌های فراوانی از جمله کندن شاخ و برگ درختان، روشن کردن آتش و ریختن زباله، نوشتن یادگاری و... همراه است. گاهی برای رفع این آسیب‌ها سالیان متمادی زمان لازم است آسیب‌هایی چون ریختن زباله که مردم در عرض یک ساعت در مکانی طبیعی به جای می‌گذارند و تجزیه آنها سال‌ها زمان می‌برد به عبارتی مردم طبیعت را فدای لذات آنی خود می‌کنند. 

از سویی حفاظت از محیط زیست تنها وظیفه دستگاه یا ارگانی خاص نیست بلکه همه مردم باید از این نعمت الهی محافظت کرده و آن را برای آیندگان حفظ نمایند. این امر نیازمند فرهنگ‌سازی در بین خانواده ها توسط رسانه‌ها و فعالان و دوستداران محیط زیست است.

یادداشت زیر به بررسی چرخه معیوب جمع آوری زباله توسط تلاشگران عرصه محیط زیست می‌پردازد.

انباشت زباله در طبیعت از معضلاتی است که کشور ما دچار شده و روز به روز بر وخامت آن افزوده می‌شود. عدم مدیریت پسماند و کمرنگ بودن نقش نهادهای آموزشی و رسانه‌های تصویری و شنیداری به ویژه در امر پیشگیری بر این مشکل مهم دامن زده است. در این میان گاهی نهادهای مدنی و فعالان زیست محیطی تلاشی در جهت جمع آوری زباله ها در طبیعت می‌کنند اما آیا با این تلاش‌ها جنگل‌ها، دریاها، تالاب‌ها و کوه‌های زیبایی که مملو از زباله است پاک خواهد شد؟ تلاشگران عرصه محیط زیست بر این امیدند که مردم به درک درستی از مسئله بهداشت محیط زیست و طبیعت برسند و بتوانند خود را با دیگر کشورها مقایسه کنند و زباله‌ای بر روی «زمین» این مادر طبیعت رها نکنند.

اما اگر عده‌ای این عمل نابخردانه را انجام دهند و طبیعت را آلوده کنند و گروهی از شهروندان به جمع‌آوری زباله بپردازند دور باطلی خواهد بود و چرخه معیوبی که نتیجه مطلوبی نخواهد داشت.

باید این تلاش‌ها همراه با برانگیختن حس مسئولیت و آموزش شهروندان و جوامع محلی باشد تا مردم با نقش خود در جهت توسعه پایدار وحفاظت از محیط زیست آشنا شوند. این امر محقق نمی‌شود مگر این که نهادهای مدنی به صورت تخصصی و طبق اساسنامه‌ها و مرامنامه‌ها عمل کنند. مثلا اگر نهادی در زمینه امور هنری فعالیت می‌کند و یا رسالت و وظیفه تشکلی محیط زیست دارد وارد عرصه‌های دیگر نشود مثلا وارد فعالیت‌های سیاسی و یا خیریه یا روانشناسی نشوند و یا از هیجانات اجتماعی و سیاسی پرهیز کنند.

در دو دهه گذشته تشکل‌های غیر دولتی بیش‌ترین آسیب را از فعالیت‌های حاشیه‌ای وغیر مرتبط دیده‌اند. از سوی دیگر زمانی که در رسانه‌های ملی مانند رادیو و تلویزیون به مسئله محیط زسیت اختصاص دارد بسیار ناچیز است به خصوص در کشوری که مسئله‌ی پسماندها یک بحران محسوب می‌شود که به نظر می‌رسد باید تلاش بیش‌تری در این زمینه صورت گیرد.

نقش آموزش به خصوص نهادهای آموزشی دولتی مانند آموزش و پرورش و وزارت علوم بسیار مهم است و می‌تواند در توانمندسازی دانش‌آموزان و دانشجویان و مسئولیت‌پذیری شهروندان مفید واقع شود. با اختصاص واحدهای درسی و آموزش‌های نوین در زمینه محیط زیست تحصیل کردگان متعهد تربیت کند و نهادهای دولتی متولی و مرتبط مانند اداره‌های محیط زیست و منابع طبیعی و شهرداری‌ها می‌توانند با برگزاری همایش‌ها، کارگاه‌ها، تورهای آموزشی و همکاری با نهادهای مدنی و تشکل‌های زیست محیطی به برطرف کردن این بحران کمک کنند.

به تازگی برخی از نهادهای مدنی در تلاشند تا در تعامل با دیگر نهادها به سوی آموزش محوری حرکت کنند تا شاهد این چرخه معیوب نباشند و بر این امیدند که شهروندان به جایگاهی برسند تا زباله کمتر تولید کنند و زباله‌ای در زمین ریخته نشود تا عده‌ای آن را جمع آوری کنند.

پیشروی زمین های کشاورزی به تپه پیسا / کهن ترین سکونتگاه همدان در

 
پیشروی زمین های کشاورزی به تپه پیسا / 
 کهن ترین سکونتگاه همدان در حال نابودی است
محوطه باستانی تپه پیسا که آن را نخستین سکونتگاه همدان می دانند، نه تنها تحت تاثیر مزارع کشاورزان قرار گرفته است، بلکه معتادانی که این مکان را برای خود دنج می پندارند، تراشه های باستان شناسی را به محل حفاری های غیرمجاز خود تبدیل کرده اند.

به گزارش خبرنگار مهر، محوطه باستانی تپه پیسا که سال 77 به شماره 2023 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، در محوطه ای به وسعت 18 هکتار که هفت هکتار آن حریم اصلی است در استان همدان واقع شده که فاصله آن با تپه باستانی هگمتانه دو و نیم کیلومتر است.

نخستین دژهمدان که بنا بر یافته های باستان شناسی آن را به قوم کاسی نسبت می دهند، پیشینه آن از تپه باستانی هگمتانه نیز بیشتر است و آن را نخستین سکونتگاه همدان دانسته اند. در این محوطه بیش از 30 لایه باستانی شناسایی شده است. اولین بار شارل دو فوسه در سال 1913میلادی حفاری هایی در آن انجام داد وبخشی از تپه شرقی را گودبرداری کرد.

پس از او دمورگان به کاوش در این تپه می پردازد و آثاری از نیمه هزاره سوم پس از میلاد به دست می آورد که مربوط به دوره مادی- کاسی است. اشکانیان آخرین فرمانروایان این دژ کهن بوده-اند.سپس کاوشهایی توسط قوسی و مهریار انجام گرفت. در دهه هفتاد نیز بر اساس تفاهمنامه‌ای بین دانشگاه و پژوهشکده باستان شناسی، کاوشها به دانشکده هنر واگذار شد.

به تازگی نیز باستان شناسانی مانند محمد رحیم رنجبران، محمدی فر و مترجم در این محوطه کاوش کرده اند که منجر به شناسایی 30 لایه باستان شناسی شده است. این تپه یکی از مهمترین یافته های  بازمانده از این عصر است و می توان آن را مرکز اصلی بقایای عصر مفرغ دانست.

در این باره، حسین زندی یکی از فعالان میراث فرهنگی در استان همدان به خبرنگار مهر گفت: بیشتر اراضی این تپه جز زمینهای حصار قصابان (حصار دیزج) است و هنوز کشاورزان در کنار آن به کشت و ذرع می پردازند. همین امر یکی از عوامل تخریب تپه است. کشاورزان برای گسترش زمین های خود سعی دارند به سوی تپه پیشروی کنند. آنها همچنین از خاک تپه به عنوان کود استفاده می کنند.

وی ادامه داد: منحرف کردن جریان آب رودخانه "خاج گیر" به سمت تپه که از میان تپه شرقی و غربی می گذرد باعث شده، خاک تپه شسته شده و از طرفی کشاورزان حریم رودخانه را با کامیون-های خاک پر می کنند تا زمین کشاورزی گسترش یابد. این عمل در سال های اخیر به دلیل افزایش زمین در منطقه بیشتر شده است.

وی افزود: کاوش های آموزشی صدمه زیادی به این تپه وارد کرده است پژوهش های باستان شناسی آموزشی باید در یک محوطه کوچکتر و استقرار موقت صورت گیرد. محوطه های باستانی مهم مثل این تپه از حساسیت بالایی برخوردارند اما هربار باستان شناسان پس از کاوش و ایجاد تراشه تپه را به حال خود رها کرده اند و هیچ گونه حفاظتی صورت نمی گیرد. این تپه به مرکز حفاری های غیر مجاز قاچاقچیان تبدیل شده است.

غیر از آسیب های رودخانه و اراضی کشاورزی، احداث جاده همدان - لالجین (بیجار) در سالهای اخیر نیز در حریم این تپه صورت گرفته است. این جاده کمتر از 30 متر با تپه اصلی( شرقی) فاصله دارد. همچنین اداره آب و فاضلاب لوله اصلی انتقال آب دشت بهار به همدان را از حریم تپه پیسا انتقال داده است و بوی فاضلاب که در اطراف تپه به مشام می رسد ، آزار دهنده است.همچنین زباله های درون رودخانه صحنه زشتی را در محوطه بوجود آورده است.

با اینکه گفته می شود این تپه در سال 83 تعیین حریم شده است. اما ساخت و سازها توسط  نهادهای شهری و خصوصی ادامه دارد. کارگاه تولید بتن، ماشین شویی و تولید مصالح ساختمانی در نزدیکترین نقطه این اثر باستانی است و روز به روز به تپه نزدیکتر می شوند.

افزون بر تخریب های صورت گرفته به وسیله کشاورزان، راهسازی، آب و فاضلاب و حفاری های غیر مجاز، این تپه  مرکز تجمع و زندگی معتادان شهر است و بیشترین تخریب از جانب آنان بوده است. از آنجا که این محوطه تاریخی نزدیکترین نقطه به شهر است و هیچ گونه نظارتی به آن نیست، معتادان با امنیت کامل آنرا تصرف کرده اند. عدم نظارت وحفاظت به قدری است که دهها تونل در آن حفر کرده اند که گاهی طول آن ها به  چهار متر می رسد. این معتادان زمستان را در این تونلها سر می کنند و حتی  برخی حفاری معتادان بر روی تراشه‌های باستان شناسان انجام  شده است.

با این همه تپه پیسا با داشتن پیشینه ای کهن و ظرفیت های پژوهشی غنی می تواند به یکی از مراکز جهانی مطالعات باستان شناسی تبدیل شود. فعالان میراث فرهنگی امیدوارند هرچه زودتر این سرمایه ملی سامان داده شود و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری توجه بیشتری به این مناطق داشته باشد.

تاسیس موزه اسب در قدیمی‌ترین اصطبل همدان

 
از سوی فعالان صنعت اسب و توسعه گردشگری :

تاسیس موزه اسب در قدیمی‌ترین اصطبل همدان

همدان به عنوان یکی از مراکز قدیمی پرورش اسب در کشور این روزها خواستار تاسیس موزه اسب در قدیمی‌ترین اسطبل این استان شده‌است تا با این کار و به واسطه حضور گردشگرانی که برای دیدن اسب‌ها می‌آیند راه برای توسعه گردشگری ورزشی باز شود.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ‌ گردشگری ـ از دیر باز ایران را به عنوان خاستگاه اسب در جهان می‌شناسند. از این رو تنوع نژادی اسب در ایران بیش از دیگر کشورهاست . همدان ازجمله مراکز قدیمی پرورش اسب در کشور است که اینروزها نیاز به توجه بیشتری دارد.
 
"وحید برقعی" رئیس فدراسیون سوارکاری همدان در مورد جایگاه پرورش اسب درهمدان به CHN گقت: «علاوه بر آنکه صنعت اسب در همدان سابقه دیرینه‌ای دارد، در یک قرن گذشته از جایگاه خاصی نیز برخوردار بوده است. از زمانی که زنده یاد "مری لیلی قراگوزلو" در روستای ورکانه پرورش اسب اصیل ایرانی (عرب خوزستان) را شروع کرد و مرحوم "مهدی مکاره چی" اولین باشگاه نخصصی در این شهر را راه اندازی کرد، شرایط ویژه ای برای همدان رقم زده‌شد.»
 
به گفته او، ورزش سوارکاری همدان در رشته پرش با اسب رغیب استان های دیگر است به خصوص اسب هایی که در مسابقات شرکت کردند بیش از دوبرابر سایر استان ها (به جز تهران و البرز) است .  
 
برقعی در ادامه افزود: «صنعت اسب استان شامل بخش های سخت افزاری و نرم افزاری است که در بخش سخت افزاری 6 باشگاه سوارکاری دارد و مراکز پرورش در شهرهای همدان ، صالح آباد ، رزن، ملایر و نهاوند فعال هستند.»
 
به گزارش CHN، صنعت اسب تعریف ویژه ای دارد. از یک منظر تولید و پرورش و دیگری تولید ادوات جانبی در این زمینه که همدان به صورت نیمه صنعتی در حال تولید ادوات و تجهیزات باشگاه های سوارکاری در حال ارائه خدمات است.
 
رئیس فدراسیون سوارکاری همدان ادامه داد: «با جایگاهی که این شهر در صنعت چرم دارد می تواند در صنایع دستی و ادوات سوارکاری نیز تاثیرگذار باشد مورد دیگر پرورش از نژادهای مختلف است که همدان خاستگاه پرورش اسب اصیل ایرانی(عرب خوزستان) است امروز نیز اسب ترکمن تولید می شود.»
 
گردشگری ورزشی نیازمند توجه مسئولان است
برقعی در پاسخ به این سوال که چرا قدیمی ترین اسطبل استان در ورکانه که در حال تخریب است بازسازی و یا تبدیل به موزه اسب نمی شود به CHN گفت: «من خواهش می کنم مسئولان به خصوص در میراث فرهنگی به این مسئله توجه کنند چرا که این منطقه با ظرفیت هایی که دارد می تواند به محل برگزاری جشنواره بین المللی اسب ایرانی تبدیل شود و فصل مشترک ورزش سوارکاری ، صنعت معدن و سازمان میراث فرهنگی اسب است و هر کدام می توانند سهم خود را در این زمینه داشته باشند.
 
به اعتقاد او، از آن جا که اسب سواری ورزشی خصوصی است می تواند با آژانس های گردشگری که کار اکوتوریسم انجام می دهند یک تفاهم نامه مشترک انجام گیرد تا بخش خصوصی با همکاری نهادهای گردشگری بتواند برای جذب گردشگر داخلی و خارجی تلاش کند.
 
برقعی در مورد برنامه های آینده فدراسیون سوارکاری همدان گفت: «از دور سوم سفر ریاست جمهوری مصوبه ای داریم که برای اولین مرکز بین المللی مسابقات ورزش های سواره تهیه شده است اما هنوز به نتیجه نرسیده است که امید داریم در سال 92 به نتیجه برسد .»
 
"ابراهیم کارخانه‌ای" نماینده مردم همدان در پاسخ به این سوال که با توجه به ظرفیت های موجود  و نیازهای استان چرا سرمایه گذاری های دولتی صورت نمی گیرد گفت: « من در جریان نیستم.»
 
اسب‌ها ممنوع الخروج، سیاحان در اندیشه اسب ایرانی
"محمد زندی" پرورش دهنده اسب ایرانی مهم ترین ویژگی اسب های ایرانی را تنوع نژادی و گونه های مختلف اسب دانست و به CHN گفت: «در هیچ کشوری ده ها گونه از نژادهای مختلف را هم زمان نخواهید یافت اما در ایران این امتیاز وجود دارد تا اسب کرد، ترکمن، کاسپین، اصیل (خوزستان) و گونه های مختلف این نژادها را در کنار هم داشته باشیم که هر یک می تواند منشاء اتفاق مثبتی برای  جذب و توسعه گردشگری کشور باشد.
 
او افزود: «علاوه بر جذب گردشگر ورزشی از طریق مسابقات سواری استقامت ، پرش ، چوگان و زیبایی اسب به عنوان حیوانی که  گذشته تاریخی  پر باری را به همراه دارد می تواند موجب جذب سیاحان شود .»
 
زندی مهم ترین مشکل را ممنوع الخروج بودن اسب و ممنوعیت صادرات دانست و گفت: «ما نه تنها با این کار ارزآوری را از دست داده ایم بلکه در هیچ مسابقه بین المللی نمی توانیم شرکت کنیم و مهم تر از همه این که نژادهای اسب ایرانی به نام دیگر کشورها ثبت می شود مانند نژاد اسب خوزستان که به نام اعراب ثبت شده و اسب کاسپین (اسبچه خزر) که انگلستان به دنبال ثبت آن است.»
حسین زندی

گردشگری پاک برای زمین پاک

 

 http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=104438&Serv=2&SGr=24

 

گردشگری پاک برای زمین پاک

سفر با وسایل شخصی و به یکباره راهی جاده شدن این روزها بیش از سایر روش‌های سفر مورد توجه قرار گرفته و به تبع آموزشی که در پس آن وجود ندارد منجر به آلودگی‌های محیط زیستی می‌شود. این درحالی است که می‌توان با تورهای گروهی و آموزش گردشگران، گردشگری پاک برای زمین پاک را تبلیغ کرد.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ‌ گردشگری ـ‌ پیش از ماشینی شدن جوامع بیشتر سفرها جنبه تجاری و زیارتی داشت وگاهی مسافرت‌ها برای آموزش و تحقیق انجام می‌شد. اما با اختراع ورشد وسائل نقلیه جدید مانند هواپیما ، قطار و اتومبیل‌های عمومی و شخصی گونه‌های نوین گردشگری نیز پدید آمد و رشد کرد. در ایران نیز سرمایه گذاری و تبلیغات بیشتر نهادها برای ترویج این نوع سفرهاست.
 
تبلیغات سفر در سال های اخیر با اقبال مردم روبرو شده است و گرایش به گردش در بین خانواده ها افزایش یافته. یکی از دلایل این اقبال ، نداشتن محل تفریح مناسب در مبدا سفر یعنی محل زندگی مسافر است. در این میان می‌توان از کمبود سالن کنسرت ، تئاتر،سینما ، سالن ورزش وبازی و نبود برنامه مناسب برای اوقات فراغت به عنوان بخشی از این کمبودها نام برد که می تواند جایگزین سفرهای بدون برنامه ریزی و از روی ناچاری باشد.
 
نتیجه این سفرها ازبین رفتن سالانه بیش از 19 هزار نفر انسان در جاده ها، برجای ماندن انبوهی از زباله در طبیعت و گاهی هدر دادن هزاران ساعت وقت با ارزش در این سفرهای بی حاصل است. باید توجه داشت همه مردم نیاز به مسافرت ندارند ، به این مسئله از رفتارهای مسافران و در واقع از طریق روانشناسی سفر می توان پی برد . لازمه سفر ابتدا آموزش است و سپس مسائل مالی و اقامتی و دیگر ملزومات در گردشگری است.
 
یکی از متداولترین وسائل نقلیه سفر در ایران ، سفر با اتومبیل شخصی است. از آنجا که از روحیه جمع گرایانه کمتربرخورداریم  و با معضلاتی چون مصرف گرایی و چشم وهم چشمی مواجه هستیم این نو مسافرت همه گیر شده است. 
 
از پدیده های که از نشانه های این نوع گردشگری در ایران است ، ریختن زباله " پوست میوه ،بطری نوشابه وآب ،کیسه چیپس و پفک، ته سیگار و... از شیشه اتومبیل به بیرون است . بارها از خود پرسیده ایم این چه رفتاریست که از انسان قرن بیست و یکمی مدعی تمدن و گذشته پربار سر می زند؟ وشگفتی اینجاست که این رفتار از سرنشینان اتومبیل های گران قیمت بیشر سر می زند. اما برخی از این افراد که تجربه سفر های خارجی نیز دارند در پاسخ به این سوال که آیا در سفرهای خارجی هم کسی این عمل را انجام می دهد ؟ می گویند" در آنجا چون همه جا تمیز است و زباله وجود ندارد ماهم نمی ریزیم . یا می گویند شان انسانی اجازه نمی دهد در یک کشور غریبه کسی این کار را انجام دهد.
 
اما این سوال مطرح است که این افراد که ادعای میهن پرستی نیز دارند آیا اتومبیل شخصی خود را بیشتر از خاک وطن دوست دارند که زباله خود را به روی این خاک می ریزند ؟ درحالی که می توان در داخل اتومبیل ها ظرفی را برای جمع آوری زباله قرارداد.
 
سوال دیگر اینکه چه تفاوتی بین خاک ایران و خاک امارات و یا مالزی و انتالیا وجود دارد که در آنجا به خود اجازه نمی دهند زباله بریزند اما خاک این سرزمین با سطل آشغال اشتباه گرفته می شود؟ و یا شان منزلت انسانی از امارات متحده عربی تا ایران دچار چه تغییر وتحولاتی می شود؟
 
کارشناسان همواره بر این مسئله تاکید کرده اند که گردشگرانی که به سفرهای خارجی می روند می توانند الگویی برای گردشگری داخلی باشند ، اما ظاهرا این اتفاق نیفتاده است. گردشگری گروهی به ویژ از طریق آژانس های گردشگری و با همراهی راهنما می تواند مردم را به سوی گردشگری بدون زباله راهنمایی کند.
 
فعالان محیط زیست براین امیدند که نهادهای متولی سفر چه دولتی وچه خصوصی پیش از تبلیغات جذب گردشگرو ترغیب مردم به مسافرت ، آنهارا با آموزش های سفر و انواع سفر آشنا کنند تا  رفتار های این چنینی از هم میهنان سرنزند به زشتی چنین کرداری پی ببرند و گردشگران سفری پاک برای پاسداشت زمین پاک داشته باشند.
 
حسین زندی
 
انتهای خبر/ خبرگزاری میراث فرهنگی / کد خبر: ۱۰۴۴۳۸