X
تبلیغات
رایتل
 
الوند نوشت وبلاگی برای همدان شناسی
اجتماعی - فرهنگی - ادبی
 
 



ساخت و سازهای جدید معماری روستای رنسانسی همدان را نابود می کند.

مصالح جدید بافت سنگی ورکانه را تهدید می کند

 حسین زندی - ساخت و سازهای اخیر در روستای ورکانه همدان معماری بوم آورد و منحصر به فرد روستا را تهدید می کند و رفته رفته این معماری جای خود را به بناهای نوساز با معماری غیربومی می دهد.

ورکانه روستایی است با قدمت بیش از چهارصدسال که خانه ها و بناهای عمومی آن از سنگ لاشه ساخته شده است.و اماکنی از دوره قاجار با معماری سنگی و پله ای از جمله دو اسطبل و یک قلعه به جا مانده است.به همین دلیل این روستا در فهرست روستاهای هدف گردشگری استان همدان قرار گرفته است.در سال های گذشته میراث فرهنگی و بنیاد مسکن همدان با ایجاد تفاهم نامه ای به مرمت و بازسازی روستا پرداختند . اما ادامه نداشتن این روند و نبود نظارت باعث شده توسعه روستا، ساختمان سازی با مصالح جدید از جمله سفال و آجر انجام گیرد و بافت قدیم روستا جذابیت خود را از دست بدهد.

یک فعال فرهنگی در همدان می گوید : وقتی روستایی به عنوان هدف گردشگری نامیده می شود در ابتدا باید مسئله آموزش مردم بومی منطقه مدنظر قرار بگیرد تا با مسائل گردشگری و به خصوص گردشگری پایدار آشنا شوند.

اردشیر ثریایی می گوید: نبود آموزش و نظارت درست موجب چنین مشکلاتی می گردد تا پس از ترک نهادهای دولتی روستا به حالت قبلی برگردد و حتی بدتر از گذشته شود. این فعال فرهنگی ادامه می دهد: مسئله دیگری وجود دارد که در این گونه تصمیم گیری ها و عملکردها منافع جوامع محلی در نظر گرفته نمی شود اگر اهالی روستا منافعی از گردشگری داشته باشند هرگز دست به چنین کارهایی نمی زنند. با این که از محورهای طرح بازسازی روستا ، ایجاد تاسیسات اقامتی، منطقه گردشگری ، بازارچه های صنایع دستی ، بازسازی و مرمت ابنیه تاریخی ، تاسیسات آب درمانی و ... بود. هیچ یک از این موارد انجام نشده است ساماندهی محله ها هم بسیار ابتدایی بوده که امروزه درحال نابودی است به طور مثال پوشیده نبودن و کانالیزه نشدن تاسیسات چهره نازیبایی از روستا به جا می گذارد با این که هزینه های گزافی برای مرمت و ساماندهی روستا صرف شده است. با این که گفته می شود این روستاد در فهرست آثار ملی ثبت شده است اما بناهای تاریخی روستا در حال تخریب است سقف دو اسطبل فرو ریخته است و قلعه اربابی امیرطومان که متعلق به دوره قاجار است به طور کامل تخریب شده است . حال روستای ورکانه بدون معماری سنگی و بناهای تاریخی چه جذابیتی برای گردشگران خواهد داشت . روستایی که نگین گردشگری همدان نام گرفته است و به دلیل کاربرد سنگ لاشه ای و معماری پله ای بدان روستای رنسانسی ایران می گویند.

 از مهندس محمد قربانی  می پرسم ،این تهدیدها نه تنها بافت قدیم و محله ها را تحت الشعاع قرار داده است بلکه به حریم بناهای تاریخی مانند قلعه اربابی امیرطومان قراگوزلو نیز رسیده است.امروز یک ناهماهنگی در طراحی معماری کشور به چشم می خورد، این بحران نه تنهادر طراحی شهری بلکه در روستاها به ویژه روستاهای هدف گردشگری مانند ورکانه به چشم می خورد ،از جمله در استفاده از مصالح نا همخوان و جابجایی های مکانی بناها ملموس تر است  چه عواملی در این نا بسامانی دخیل است ؟پاسخ می دهد:

یک بخش مربوط به طراحی است که طراح چقدر دقت کرده باشد بافت گیاهی، توپوگرافی زمین استقرار یافتن روستادر پناه کوه ها و تپه های اطراف  یعنی چگونگی قرارگرفتن موقعیت بنا نسبت به تپه ها ی اطراف باید مد نظر طراح باشد.به طور مثال مادر همدان برف دریم ، باد غرب را داریم ، تپه هم داریم به همین دلیل در همدان و در ورکانه ساختمان ها در پشت تپه پناه گرفته اند.در طراحی باید توجه داشت مامن گرفتن روستا به هرشکل موجود نسبت به کوه ،برف وباد تناسب و مطابق باشدیعنی  مکان یافتگی روستا مطابق با مامن قدیم طراحی شود..روستای ورکانه چنین وضعیتی داردو روستا را نباید جابجا کنیم چون اقلیم منطقه جوابگو نیست.

در طراحی به چنین روستایی باید از زاویه دید پدیدارشناسانه  نگاه کرددر این روش ما با شمردن عناصر،ابعاد واندازه مواجه هستیم.مادردید پدیدارشناسی با حس کلی روح مکان مواجه هستیم و کیفیت فضاهای معماری  وکیفیت انسانی و زندگی روبرو هستیم و کمییت کمتر مورد توجه است ، 

حال دوستان طراح اگر پدیدارشناسانه موضوع را درک کنند  بهتر می توانند اصول کیفی را پیاده کنندنکته دیگر این است که روستا زنده است و باید رشد کند اما ادامه این رشد نباید سرطانی باشد و باید به اندازه و متناسب باشد.

 این مهندس معمار در پاسخ به این سوال  که ، سازمان مسکن وشهرسازی باهمکاری سازمان میراث فرهنگی بخشی از روستای ورکانه را مرمت کرده اند و معابر را بهسازی کرده اند اما پس از اینکه از روستا خارج شده اند اصول مرمت فراموش شده و هرکس با هر مصالحی که دوست دارد ساخت و ساز انجام می دهد و ظاهر امر این استمی رسد نظارتی از سوی نهادها صورت نمی گیرد به نظر می رسد یک خلاء در اینجا وجود داردبرای رفع این مشکل چه کار می توان کرد؟می گوید: 

مادر معماری سه مرحله داریم ، طرح ، اجرا و نگهداری همانطور که گفتم در هر سه مورد باید به پدیدارشناسی توجه کرد در طراحی و اجرا باید به روح مکان توجه کرد مثلا باید مصالح بوم آورد باشد تمام بناها براساس شیب منطقه طراحی شود،از نظر معماری منظر تناسب ابعاد و دیگر تناسب ها رعایت شود.به طور مثال در خانه های قدیمی در یک قاب بزرگ یک پنجره کوچک کار می گذارند اما حالا در همان قاب یک پنجره بزرگ گذاشته می شود  نه مسئله گرمایش و سرمایش رعایت می شود نه به زیبایی منظر توجه می شود. یااگر توجه کرده باشیم تیر های چوبی سقف بیرون زدگی دارداین بیرون زدگی هم عملکرد حفاظت در برابر زلزله و هم زیبایی دارد که متناسب با فضای معماری روستاست و به این نوع معماری هویت می دهد.نه تنها به این موارد توجه نمی شود بلکه سیم و کابل  تاسیسات است که جای زیبایی را گرفته است.

اما پاسخ سوال شما تحت نظارت افراد حاذق اشخاص محلی مانند شوراها باید آموزش ببینند، در روستا پایگاه میراث مستقر شودتا  چنین دخالت هایی صورت نگیرد، رابطه هایی که فضاهای دانشگاهی با بازوان اجرایی مثل نهادهای میراث فرهنگی و مسکن وشهرسازی  و با نهادهای مدنی و جوامع محلی می توانند داشته باشند بسیار سودمند است . طرح های خوبی در بایگانی دانشگاه ها وجود دارد که استفاده نمی شود واگر تجارب برای دانشجو ها واقعی شود هم نهادهای دولتی  راحتتر کار می کنند  و هم نهادهای مدنی و مردم محلی بهره بیشتری می برند.معماران می توانند در این زمینه به آموزش نیروهای محلی کمک کنند.


قربانی به عوامل بیرونی دیگرکه باعث این مشکلات شده است اشاره می کندوادامه می دهد: 

نگاهی که در امروز در جامعه وجود داردنگاه منفعت طلبانه و سودجویی است که باعث می شود کیفیت و دقت فدای کمیت شود در چنین جامعه ای انسانها احساس تعلق به مکان ندارند و به روح زندگی و هنر رنگ می بازد . هرجا چنین اتفاقی زمینه ساز نابودی است نباید بگذاریم این نگاه بر ما پیروز شود


مهندس مهرداد خضریان معتقد است :اگر جامعه محلی متوجه حساسیت موضوع شود، مهمترین تاثیر را در حفظ میراث فرهنگی خواهد داشت. باید توجه کند که میراث پدران خود را حفظ کند چراکه ارزش فرا منطقهای و فرامحلی دارد.

 او می گوید: موضوع دیگر اینکه اگر از روستای ورکانه خارج شویم و از منظری که ناظر بیرونی نگاه میکند ببینیم، عناصر ناطقی که با موضوع گردشگری در ارتباط هستند، بسیار مهمند. مثلا سد اکباتان، سازههای زیر زمینی روستای ارزانفود، فرصتهای مهمی هستند.

اما تهدیدهای مهمی نیز وجود دارد. باغهای پائین دست و روستاهای پائین دست به ویلاها و گردشگاههای شهری تبدیل میشود. مسئله اصلی تهدید زمینخواری است که زمین کشاورزی و منابع طبیعی را تبدیل به ویلا میکند. نابودی زمینهاست که منجر به نابودی گردشگری منطقه میشود. باید طرح آمایش برای کل منطقه و مسیر ورکانه، وجود داشته باشد. که بر اساس ضوابط به وجود آمده است. و در کنار کارشناسان میراث فرهنگی میباید در این پروژه از مشاوران طراحی منظر، استفاده شود. در ابتدا باید طرح فرادست داشته باشیم و سپس به روستاها بپردازیم.

خضریان در ادامه می گوید : فعالیتهای NGO ها در زمینه معماری، فعال کردن مردم را به دنبال دارد. آموزشهای غیر آکادمیک توسط نهادهای مدنی در جوامع محلی ضروری است و میتواند مردم محلی را با ارزش معماری  بومی، پاکسازی محیط زیست و منافع عمومی آشنا کند. این منطقه زمینه آن را دارد که به یک محوطه بینالمللی تبدیل شود و باید مردم منطقه درک کنند که با گنجی مهم  روبرو هستند.

این مهندس معماری می گوید:یکی دیگر از فرصتها و جذابیتهای منطقه، دیوارهای خشکه چین است. تیپ خاصی از معماری که بخشی از منطقه  را شامل میشود.. دیوار باغها که خشکه چین هستند تبدیل به دیوارهای سیمانی و بلوکی میشود. عناصر هویتب خش باید کشف شود و به صورت امروزی استفاده شود. ساخت و سازهای جدید، معماری بومی ورکانه را تهدید میکند. تهدیدهای امروز به مسئلهای به نام طراحی مربوط است. http://farheekhtegan.ir/fa/news/996



ارسال شده در تاریخ : جمعه 27 دی 1392 :: 00:28 :: توسط : حسین زندی
درباره وبلاگ
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخرین مطالب
پیوندها
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 45164